دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۹ , مهر , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

دانلود رمان باورم شکست از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان باورم شکست نویسنده : مینا نصیری
تعداد صفحات رمان : ۸۰۱ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه, معمایی

عکس رمان باورم شکست

قسمتی از رمـان باورم شکست
نگاهی به قاب روی میز انداخت که مزین بود به عکسی که یادگار تمام عمرش بود؛ بابا علی و مامان فهیمه.
به قول خان جون بابا علی اش کم کسی نبود، یک پارچه آقا و محبوب اهل محل. یک خان جون بود و یک علی.
مامان فهیمه هم دخترک ساده و آرام همسایه که هنوز با مرور زمان و گذشت ایام خان جون با یاد آوریش گل لبخند روی لبانش می شکفت
و آهی از حسرت می کشید. دخترک همسایه نرم نرمک
دل علی را نرم کرد و تک مهمان خانه ی دل علی شد.

(بیشتر…)



دانلود رمان همخانه ارواح | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان همخانه ارواح : فاطمه۰۷۸
تعداد صفحات رمان : ۲۱۲ صفحه
ژانر رمان : ترسناک، معمایی

دانلود رمان همخانه ارواح

قسمتی از رمـان هـمخـانه ارواح
به حوض آبی رنگ رو به روی باغچه چشم دوختم. هنوز هم مادرم رو با لبخند دندون نما و دامن گل گلی و لباس های رنگارنگش می دیدم. مادری که پونزده ساله دیگه
نیست. با صدای بوق ماشین ارغوان از خاطراتم دست کشیدم. مادر جون به سمت ماشین رفت و دست من رو با دست های کم جونش به اون سمت کشوند، صدای ناله ام بلند شد: آخ آخ! مادر جون، خودم داشتم می رفتم. مثل مادر هایی که نگران کودک چهار سالشونن نگاهم کرد و انگشت اشاره اش رو جلوی دهنم گذاشت. هیس! هیچی نگو! می خوام بهش بگم یه تار مو از اون موهای مشکیت کم بشه یا رنگ بشه من این دختره گیس بریده رو خفه می کنم. ارغوان دوستم به این حرفای مادر جون عادت داشت گفت: مگه بچه یتیم گیر آوردید؟

(بیشتر…)



دانلود رمان زن کمانگیر | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان زن کمانگیر : رویا رضوی
تعداد صفحات رمان : ۱۱۹۰ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، معمایی((پیشنهاد سایت بیا فور رمان دانلود این رمان))

دانلود رمان زن کمانگیر

قسمتی از رمان زن کـمـانگـیـر
تمام اعضا و جوارح بدنم نبض میزد… اگر و مگر ها نفسم را بند آورده بودند… دل به دریا زدم و وارد آن اتاق کذایی شدم. اتاقی که جانم، تمام وجودم با چشم هایی باز و مات و بی روح… بی فروغ… بی زندگی، به سقف خیره مانده بود. زانوهایم تا شد… بدنم دیگر نبض نداشت… لرزش داشت… چنان در جایم می لرزیدم که توان تکان خوردن حتی در حد یک اینچ را هم نداشتم… تا به خودم بیایم به دیوار پشت سرم کوبیده شدم و نگاهم در نگاه به خون نشسته ی مهدی نشست… (بیشتر…)



دانلود رمان پیر شدیم اما بزرگ نه | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان پیر شدیم اما بزرگ نه : هستی کیانی
تعداد صفحات رمان : ۲۵۸ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، جنایی، معمایی, غم انگیز، پلیسی

دانلود رمان پیر شدیم اما بزرگ نه

قسمتی از رمان پـیر شدیـم امـا بـزرگ نه
صدا هایی گنگ و مبهم از درون مغرش ، درست جاییی که نگه دارنده ی خاطرات دورش بود در گوشش اکو می شدند و روان او را به بازی می گرفتند. تمام محتویات معده اش تا سر گلویش بالا می آمدند و به پایین فرو می رفتند، مزه ی تلخی در گلویش حس کرد. دست هایش بی حس، بی جان و متشنج بودند، تمامی عکس ها را از پاکت زرد رنگ بیرون کشید. اولین عکس: لرزش شدید بدنش، دومین عکس: عق زد… سومین عکس: مردمک چشمانش به بالای پلک هایش رفت و چشم هایش را سفیدی پوشاند… (بیشتر…)



دانلود رمان برگ زرد پاییزی | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان برگ زرد پاییزی : بهناز گرگانی
تعداد صفحات رمان : ۱۲۵ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، معمایی

دانلود رمان برگ زرد پاییزی

قسمتی از رمان : نسیم آرومی می وزید. از موهای دو طرف بافتش چند تار بلند، روی صورت بی روحش پخش بودن که نسـیـم پاییزی اونها رو به رقص در می آورد… صدای پرستار به گوش رسید که با مهربونی کاذبی گفت: عزیزم وقتت تمومه! باید بریم داخل هوا سرده. بی هیچ حرکتی سر جای خودش می ایسته. پرستار به سمتش میاد و بازوش رو با ملایمت و دقت تمام میگیره و اون رو به دنبال خودش میکشونه. از پنجره ی طبقات بالا دکتر اونجا که پیرمردی مهربان و خنده رو بود، با افسوس بهش نگاه میکنه… دلش برای اون دختر همیشه ترسان و غمگین، می سوخت…



صفحه 1 از 212