دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۹ , مهر , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

رمان شوکا عروس جنگل دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان شوکا عروس جنگل با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان شوکا عروس جنگل از نویسنده : مهدیه Mhk
تعداد صفحات رمان : ۲۲۳ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، اربابی

عکس رمان شوکا عروس جنگل

قسمتی از رمان شوکا عروس جنگل
نه من نمی خوام… دوستش ندارم… تو رو خدا بابا… بابا با قیافه برزخیش کنارم ایستاده بود با شنیدن التماس هام بدون توجه به چشمای اشکیم غرید: دختره نفهم چرا داری با سرنوشت خودت وما بازی می کنی… واقعا احمقی نمی دونی اگه باهاش ازدواج کنی وبراش یه وارث بیاری میشی سوگلی ارباب… میشی مادر ارباب آینده اخه من به تو چی بگم … روی زانوهام افتاده بودم و خون گریه می کردم نگاهم به چشمای اشکی مامان افتاد… تمام التماس هام رو توی چشمام ریختم و بهش زل زدم اما مامان مثل همیشه که نمی تونست مقابل بابا بایسته سرش رو پایین انداخت…

(بیشتر…)



رمان سکرت دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان سکرت با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان سکرت از نویسنده : مهسا موحد
تعداد صفحات رمان : ۱۶۳ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه ، اجتماعی

تصویر رمان سکرت

قسمتی از رمان سکرت
**مدیا**
نگاهش می کنم و ضربان قلبم از عدد هزار، تجاوز می کند. آب دهانم را با چاشنی قورت می دهم و قطره اشکی بی صدا را پشتش می اندازم. هراسان، آدم هایی که دورش را احاطه کرده اند را کنار می زنم. با دیدن یاشار غرق در خون، کنارش زانو می زنم. همهمه مردم مانند مته سرم را سوراخ می کند…
-فکر کنم مُرده، خیلی خون ازش رفته…
-خیلی بد زد بهش…
-آخی، جَوون مَردم…
دست هایم بیش از قبل به لرزش می افتند و خونی که از گوش و بینی اش خارج شده، شوکی ناگهانی به قلبم وارد می کند. شین و شیونم به زمین، به آسمان می رسد:

(بیشتر…)



رمان آقایی که اون باشه از سایت بیافورمان

دانلود رمان آقایی که اون باشه با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان آقایی که اون باشه از نویسنده : Ali Radpoor , Yektay Ashegh
ویراستار : Denira
تعداد صفحات رمان : ۸۲
صفحه
ژانر رمان : عاشقانه

عکس رمان آقایی که اون باشه
قسمتی از رمان آقایی که اون باشه
**مقدمه: سکوت کردم فریاد زدی!
نمی‌دونم چرا ما باید به خاطر خانواده هامون تقاص پس بدیم اما سرنوشت اینه شاید باید من ازت دور باشم تا آرامش بگیری، نمی‌دونم آخرش چی می شه اما همیشه دوستت خواهم داشت!**
پروا: مانتوی سفیدم رو پوشیدم و شالم رو سرم کردم. از بابا خداحافظی کردم و آپارتمان رو ترک کردم.
امروز باید به یکی از روستاهای اطراف تهران می‌رفتم. مریضم آبله گرفته بود و امکانات درمانی هم زیر صفر!
سر خیابون یه تاکسی گرفتم برای خارج شهر راهی شدم. معاینه که تموم شد دخترک رو خوابوندم و رو به مادرش گفتم:

(بیشتر…)



رمان رئیس کیه از سایت بیافورمان

دانلود رمان رئیس کیه با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان رئیس کیه از نویسنده : Shahtut
تعداد صفحات رمان : ۳۲۲ صفحه
ژانر رمان : پلیسی ، عاشقانه ، اجتماعی

عکس رمان رئیس کیه

قسمتی از رمـان رئیس کیه
چی شد کار به اینجا کشید؟ این اسلحه!!! دستی که این اسلحه رو به طرفم گرفته کاملا نا آشناست!!! مرگ همین نزدیکی هاست!!! می تونم با تک تک سلول هام حسش کنم. چرا این اتفاق افتاده؟ بعد از پنج سال!!! برای جواب دادن به این سوال باید به خونه اول برگشت جایی که این بازی از اونجا شروع شد…
((پنج سال پیش))
روی مبل نشسته بودم و نگاهمو به تابلو روبرو دوخته بودم. تصویری از پرنده ای که با آرامش در آشیانه اش آرام گرفته بود در منظره ای که طوفان را به تصویر کشیده بود.
با صدای سرباز به خودم اومدم…-جناب سرگرد، تیمسار منتظرتون هستن.

(بیشتر…)



رمان یاقوت سرخ از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان یاقوت سرخ نویسنده : کریستین گی یر (Kerstin Gier)
مترجم رمان : نجلا محقق
تعداد صفحات رمان : ۲۳۵ صفحه
ژانر رمان : تاریخی ، فانتزی ، عاشقانه

عکس رمان یاقوت سرخ

قسمتی از رمـان یاقوت سرخ
هایدپارک – لندن – ۸ آوریل ۱۹۹۱
هنگامی که زن جوان زانو زد و شروع به گریه کرد، مرد نگاهی به سرتاسر پارک انداخت. همانطور که انتظار داشت، در این ساعت صبح پارک خالی بود. مدت ها طول می کشید تا مردم به دویدن صبحگاهی علاقه مند شوند و هوا هنوز برای گدایانی که با یک روزنامه روی نیمکت های پارک می خوابیدند خیلی سرد بود. کرونوگراف را با دقت لای پوشش پیچید و آن را در کوله اش انداخت. زن جوان بر روی گل های زعفران پژمرده کنار یکی از درختان در کناره شمالی رود سرپنتین چمباتمه زده بود. شانه هایش می لرزید و شبیه حیوانی زخمی ناامیدانه…

(بیشتر…)



صفحه 1 از 2212345بعدی1020بعدیصفحه آخر