دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۹ , مهر , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

رمان آرالیا از سایت بیافور رمان

دانلود رمان آرالیا با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان آرالیا از نویسنده : Pink Girls
تعداد صفحات رمان : ۸۹
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، طنز ، انتقامی

جلد رمان آرالیا

رمان آرالیا درباره دختری به همین نام هستش آرالیا دختریست که میخواد گذشته شو پس بگیره…
در پی تلاش هاش سرنوشت براش قدرت و ثروت و شهرت به ارمغان میاره و در رقابت سرنوشت براش عشق رقم میزنه…

قسمتی از متن رمان آرالیا
به نام اوارالی مدرست دیر شد بلند شو…
بی حال لای چشمانم رو باز کردم دیشب تا ساعت ۱۲ شب داشتم ظرف می شستم و تا ساعت ۳ صبح درس می خوندم بدن درد گرفته بودم.

دِ بلند شو دختر، به زور بلند شدم.
سلام مامان، انقدر آروم گفتم که خودمم نشنیدم چه برسه به مامان…
بلند شدم توی ۱۲ متر جا خوابیدن سخت بود بلند شدم و رفتم سر و صورتم رو شستم…

(بیشتر…)



رمان بادیگارد دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان بادیگارد با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان بادیگارد از نویسنده : Shaloliz
تعداد صفحات رمان : ۳۷۶
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، طنز

جلد رمان بادیگارد

داستان رمان درمورد دختریه که به خاطر شغل پدرش همیشه بادیگارد همراهش هست. ولی دختر از سر لجبازی با پدرش بادیگاردها رو فراری میده و…
قسمتی از متن رمان بادیگارد
آروم کلید رو توی قفل چرخوندم و درو یواش باز کردم. همه جا تاریک بود،‬احتمالا همه خوابیده بودن. کفشامو در آوردم و پاورچین پاورچین رفتم سمت‬ پله. همین که پامو روی اولین پله گذاشتم چراغ هال روشن شد. آروم سرمو‬ چرخوندم و عقبو نگاه کردم، درست حدس زده بودم، بابام بود.‬
‫بابا: تا حالا کجا بودی؟‬
‫من: کجا بودم؟ جایی که همیشه میرم. پارتی.‬
‫بابا: یه نگاه به ساعتت انداختی؟‬
‫من: نه.‬
‫بعد یه نگاه به ساعتم انداختم و گفتم: سالمه که.‬
‫بابا چپ چپ نگاهم کرد…

(بیشتر…)



رمان اگه گفتی من کیم دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان اگه گفتی من کیم با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان اگه گفتی من کیم از نویسنده : طباطبایی
تعداد صفحات رمان : ۴۷۴
صفحه
ویراستار: malihe2074

موضوع رمان : طنز ، عاشقانه

کاور رمان اگه گفتی من کیم

داستانِ بهار یه دختر شیطونِ که پدربزرگش بزرگترین تصمیم زندگی رو برای این نوه شیطون می گیره. و اون تصمیم چیزی نیست جز ازدواج بهار با پسری که بهار تا به حال اونو ندیده و…
قسمتی از متن رمان اگه گفتی من کیم؟
بهار راد ۲۱ ساله لیسانس معماری تنها فرزند آرمین راد هستم برعکس کسایی که میگن تک فرزندا (البته بلانسبت) لوسن تنها خصوصیتی که ندارم همینه یه روز جدیم یه روز شوخم یه روز ارومم یه روز سگم، گلم، خانومم خلاصه خودمم نمیدونم واقعا کی هستم تا دلتون بخواد دوست و رفیق دارم ولی با کسی صمیمی نیستم.
۸ ساله ورزشکاره رزمیم در حد تیم ملی.
کسی جرات نداره نگاه چپ…

(بیشتر…)



رمان در همسایگی یک گودزیلا دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان در همسایگی یک گودزیلا با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان در همسایگی یک گودزیلا از نویسنده : آنیلا
تعداد صفحات رمان : ۵۹۹ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، طنز ، کل کلی

کاور رمان در همسایگی یک گودزیلا

قسمتی از رمان در همسایگی یک گودزیلا
پاشو رها… بلندشو ببینم… چقدر می خوابی دختر؟! پاشو!!… دیر شده!‬
‫این دیگه کیه کله صبحی؟؟؟…‬ انگار فکرم رو بلند گفتم چون یارو با یه صدای مسخره و در حالیکه ادای دخترای لوسو در میاورد گفت:
ارغوان‬ هستم، از آشناییتون خوش بختم و شما؟؟!! (و بعدش دوباره صداش جدی شد) و عصبی گفت:
پاشو ببینم… تو منو‬ نمیشناسی؟!!! جلسه معارفه راه انداخته واسه من… پاشو… دیرشده!‬
‫دهه… یه امروز و میخواستیم کلاسارو بپیچونیم و نریما… این خانوم اومده مارو با خودش ببره… چشمام رو باز کردم و‬ روی تخت نشستم کلافه گفتم:‬
– ارغوان من حوصله دانشگاه ندارم!
– یعنی چی حوصله نداری؟!‬

(بیشتر…)



رمان رویاهای ممنوع دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان رویاهای ممنوع با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان رویاهای ممنوع از نویسنده : سپیده تقی زاده
تعداد صفحات رمان : ۳۵۹ صفحه
موضوع رمان : طنز ، عاشقانه ، ماجرایی ، اجتماعی

عکس رمان رویاهای ممنوع

قسمتی از رمان رویاهای ممنوع
کاش نفهمند تنها خط قرمز رویاهای من تویی…
میگن اونی که می خنده یک درد داره، اونی که میخندونه هزار و یک درد!!!
شاید بخاطر همینه که هیچوقت نمی تونیم حال همو درک کنیم! شاید اشکال از اونجاس که بلد نیستیم بین حس و حال واقعی و انحنای لبمون تناسب برقرار کنیم… یا شایدم نه!!! دستی برای خشک کردن گونه ها یا آغوشی برای پناه بردن نداریم… ترجیح میدیم با یه لبخند کم رنگ و تصنعی، صورت مسئله رو پاک کنیم تا کسی از درون پر تلاطم مون نپرسه! وقتی تو دنیای واقعی، زندگی دلگرم کننده ای نداریم، احتمالا همون موقع ست

(بیشتر…)