دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۹ , مهر , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

رمان باغ ممنوعه از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان باغ ممنوعه نویسنده : پردیس شریعتی
ویراستار رمان : Nika Beramiriha

تعداد صفحات رمان : ۸۴ صفحه
ژانر رمان : ترسناک ، ماجراجویی ، هیجانی

عکس رمان باغ ممنوعه

قسمتی از رمـان باغ ممنوعه
از خوشحالی کف دوتا دستامو به هم زدم و پریدم هوا. بابا از حرکتم خنده اش گرفته بود.
بابا: خیلی خب حالا دختره ی گنده خجالت بکش مثل بچه ها بالا و پایین می پره.
-آخه خیلی خوشحالم خیلی وقت بود که دلم هوای باغو کرده بود.‌ در ضمن دلمم واسه ی گلنار و الهه خانوم و حاج حسین خیلی تنگ شده.
مامان که از آشپزخونه اومده بود بیرون گفت:
-راست می گه منم خیلی دلم تنگ شده براشون…

(بیشتر…)



دانلود رمان خانه مرگ | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان خانه مرگ : آر.ال استاین
مترجم : شهره نورصالحی

تعداد صفحات رمان : ۱۲۳ صفحه
ژانر رمان : ترسناک

تصویر رمان خانه مرگ

قسمتی از رمان خـانـه مـرگ
بعد از چهار ساعت رانندگی، رسیده بودیم به دارک فالز و برای اولین بار خانه ی جدیدمان را می دیدیم. هنوز توی خانه نرفته بودیم و جاش(برادرم) اصرار داشت که برگردیم. پدر که صبرش تمام شده بود گفت: بس کن جاش. این قدر منو نکش. و بعد، در حالیکه معلوم بود از رفتار جاش خجالت میکشد، با بیچارگی نگاهی به آقای داز(فروشنده املاک) انداخت. فکر کردم وقتش است که کاری بکنم. شانه ی جاش را گرفتم و یواش گفتم: بیا بریم جاش! منو تو قول دادیم که زندگی تو دارک فالز رو امتحان کنیم و بیخودی نگیم از اینجا خوشمون نمیاد؛ یادت رفته؟ جاش بی آنکه دست پدر را ول کند جیغ کشید: این خونه قدیمی و زشته. من ازش متنفرم پدر با عصبانیت گفت: ما هنوز توی خونه هم نرفتیم…

(بیشتر…)



دانلود رمان جن گیری شیدا | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان جن گیری شیدا : سروش.م
تعداد صفحات رمان : ۶۰۹ صفحه
ژانر رمان : تخیلی، فسلفی, عاشقانه، ترسناک

دانلود رمان جن گیری شیدا

قسمتی از رمـان جـن گیـری شیـدا
هر لحظه دلهره ام بیشتر می شد. ضربان قلبم زیاد شده بود. استرس گرفته بودم. نگین در چند قدمی من ایستاده بود و خودش را مرتب می کرد…
چنان خودش را وارسی می کرد، گویی به جشن عروسی دعوت بود. در ماشین را بستم و قفلش کردم. به انعکاس تصویرم توی شیشه ماشین خیره شدم. ترس عجیبی توی چشمانم نشسته بود. حس نامفهومی دست و پایم را خشک کرده بود. حسی که در طول سه سال کارم، هیچ وقت سراغم نیامده بود. صدای پرانرژی نگین حواسم را به خودش جلب کرد. مرتب می گفت: خوبـــم؟… آره؟ برای فیلمبرداری مرتبم؟ با تاخیرگفتم: آآ… آره… خوبه. برگشت… نیشش تا بناگوش باز بود. چشمانش برقی زد و گفت: پس… بریم…

(بیشتر…)



دانلود رمان محله ی ممنوعه | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان محله ی ممنوعه : سحر نورباقری
تعداد صفحات رمان : ۴۴۶ صفحه
ژانر رمان : رمزآلود، ترسناک، عاشقانه، فانتزی، هیجانی

دانلود رمان محله ی ممنوعه

قسمتی از رمان : یه روز تو یک پارتی حسام با دختری آشنا میشه و ناخوداگاه عاشقش میشه، بدون اینکه شناختی از اون دختر پیدا کنه و آمارش و دربیاره و بدونه کیه و چه کارس بهش نزدیک میشه… خلاصه اتفاقای ناگواری برای حسام میافته که یه نمونش بیمارستانه…
قرار بود بریم خونه عموم ولی من دوست نداشتم برم… با عصبانیت به سمت اتاقم رفتم. اینم از شروع روزمون. موندم حضور من چه فایده ای داره جز اینکه اعصاب من و بقیه بهم بریزه. به شخصه چشم دیدنشونو ندارم. البته اونا هم هین حس رو نسبت به من دارن. تو اتاق گوشیم داشت خودشو می کشت. سیاوش بود… الو بنال…



دانلود رمان کمد شماره ۱۳ | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان کمد شماره ۱۳ : آرال استاین
مترجم رمان : غلامحسین اعرابی
تعداد صفحات رمان : ۱۵۰ صفحه
ژانر رمان : ترسناک

دانلود رمان کمد شماره 13

قسمتی از رمان : کی بود با من حرف زد؟!! راهرو پر از بچه های هیجان زده در مورد اولین روز مدرسه بود. من نیز هیجان زده بودم. اولین روز من در کلاس هفتم بود. اولین روزم در مدرسه شاونی ولی. خودمم می دانستم که این یک سال بسیار سخت و طولانی خواهد بود. البته ریسک نکردم. پیراهن شانسم را پوشیدم. یک تی شرت سبز رنگ و رو رفته است که باید یواش یواش دور انداخته شود و جیب آن هم کمی پاره شده است. اما مگر می شود سال جدید را بدون پیراهن شانسم شروع کنم!؟…



صفحه 1 از 212