دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۹ , مهر , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

رمان من روحم از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان من روحم نویسنده : سحربانو
ویراستار رمان : Ava Banoo
تعداد صفحات رمان : ۱۱۱ صفحه
ژانر رمان : طنز ، تخیلی

عکس رمان من روحم

قسمتی از رمـان من روحم
*دختر*: خسته و کوفته تو این گرما دنبال غذا می گردم. مثل این که امروز کسی نمرده.
باید برم بهشت زهرا شاید اون جا یه توفیقی شده باشه. چشمامو بستم و وقتی بازشون کردم،
خودم رو وسط یه عالمه قبر دیدم. نچ، مثل این که از غذا خبری نیست. با دیدن سینی خرما روی قبر یه بنده خدایی، ذوق زده ۲۰ تا خرما خوردم…

(بیشتر…)



دانلود رمان خاله بازی عاشقانه از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان خاله بازی عاشقانه نویسنده : آیه*

تعداد صفحات رمان : ۱۷۵ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، پلیسی، تخیلی، طنز

رمان خاله بازی عاشقانه

قسمتی از رمـان خاله بازی عاشقانه
نگاهم چیزی را در اعماق پنجره می جست، که هرگز یافت نشد…
تنها چیزی که میشد دید، همان مترسک حصیری و لاغری بود که در ژرفای انتطار دستهایش همیشه در مسیر باد بود.
مترسک تنها مانده بود، در دریای زرد بی کران گندم… او دلش چه می خواست؟! کلاغ های مزاحم را؟
راستی مترسک ها هم نگران می شوند؟
آن هم نگران کلاغ ها؟
پاییز کوله باری از غروب های نارنجی را بر زمین گرم تابستان کوفت و به هنگام شکستن بلور تابستان قار قار کلاغ ها به هوا برخاست.
چمدان انتطار بسته شد و گندم زار باز هم تماشاگر بازی مترسک بود…

(بیشتر…)



دانلود رمان جن گیری شیدا | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان جن گیری شیدا : سروش.م
تعداد صفحات رمان : ۶۰۹ صفحه
ژانر رمان : تخیلی، فسلفی, عاشقانه، ترسناک

دانلود رمان جن گیری شیدا

قسمتی از رمـان جـن گیـری شیـدا
هر لحظه دلهره ام بیشتر می شد. ضربان قلبم زیاد شده بود. استرس گرفته بودم. نگین در چند قدمی من ایستاده بود و خودش را مرتب می کرد…
چنان خودش را وارسی می کرد، گویی به جشن عروسی دعوت بود. در ماشین را بستم و قفلش کردم. به انعکاس تصویرم توی شیشه ماشین خیره شدم. ترس عجیبی توی چشمانم نشسته بود. حس نامفهومی دست و پایم را خشک کرده بود. حسی که در طول سه سال کارم، هیچ وقت سراغم نیامده بود. صدای پرانرژی نگین حواسم را به خودش جلب کرد. مرتب می گفت: خوبـــم؟… آره؟ برای فیلمبرداری مرتبم؟ با تاخیرگفتم: آآ… آره… خوبه. برگشت… نیشش تا بناگوش باز بود. چشمانش برقی زد و گفت: پس… بریم…

(بیشتر…)



دانلود رمان هورزاد ملکه ی آتش | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان هورزاد ملکه ی آتش : فاطمه تاجیکی
تعداد صفحات رمان : ۲۱۲ صفحه
ژانر رمان : تخیلی، عاشقانه

دانلود رمان هورزاد ملکه ی آتش

قسمتی از رمـان هـورزاد مـلکه ی آتـش
آنا بهترین دوستمه و الان هشت ساله باهم دوستیم ولی گاهی اوقات می خوام از دستش سرم رو بکوبم توی دیوار. سوار جنسیس قرمز رنگم شدم. من عاشق رنگ قرمزم. منتظر انا موندم، خونمون نزدیک هم دیگه است و همیشه وقتی کلاس داشتیم با هم می رفتیم و می اومدیم. وقتی آنا سوار شد، بدون هیچ حرفی به طرف خونه حرکت کردم. دانشگاهمون زیاد تا خونه فاصله نداشت. دانشگاه آزاد واحد شمالی تهران بود و خونه ی ما توی منطقه ی سیمین هستش. راستی من هورزاد، ۱۹ سالمه. ترم دو رشته حسابداری هستم. می دونم با خودتون میگین ”آخه هورزاد چه اسمیه؟“!…

خودم هم نمی دونم دلیل انتخاب این اسم چیه! خانواده امم چیزی بهم نمی گن. آنا هم همسن خودمه و رشته حسابداری. البته اون چند ماه از من بزرگتره. پوف خدایا من دارم دیوونه می شم! آخه دلم می خواد مثل اون دوتا رمانی که آنا اسمشون رو گفت برم به یه سرزمین رویایی و ملکه بشم. دیوونه نیستما ولی خب حسم میگه می تونم بشم. وقتی به کوچه ای که خونه ی آنا بود رسیدم، وایستادم. آنا سریع پیاده شد ولی قبلش گفت: ملکه جونم قرار امشبمون با بچه ها توی پاتوق همیشگی. یادت نره!…



دانلود رمان پرنسس مرگ

دانلود رمان پرنسس مرگ PDF,APK, ePub

ژانر رمان پرنسس مرگ : عاشقانه، تخیلی، معمایی

خلاصه ای از رمان پرنسس مرگ : لیا دختر شیطانه که با یه معمای عجیب روبه رو شده که چرا گاهی اوقات دوست داره بد باشه و گاهی هم از اون دوری می کنه. در راه فهمیدن این معما با کسی بد تر و شرور تر از پدرش آشنا می شه اما نمی دونه که این فرد مسبب چه اتفاق هایی توی زندگیش می شه. چشمامو باز می کنم. باز هم یه روز مسخره دیگه. باز هم همون احساسات نا خوشایند. احساساتی که همیشه در تضاد هم هستن و گلوی منو مثل طناب دار فشار می دن. من یه شیطانم. من فرزند ابلیسم. نباید خوب باشم. نباید پاکی رو بخوام. نباید…