دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۹ , مهر , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

دانلود رمان انتقام خون | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان انتقام خون : فائزه عیوض خانی
تعداد صفحات رمان : ۲۸۴ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، ترسناک

دانلود رمان انتقام خون

قسمتی از رمان : رفتم دره یخچال رو باز کردم جز چندتا سبزی پلاسیده و دوتا تخم مرغ و یه پنیر نصفه چیزی نبود حتی نونم نداشتیم دره کابینتو باز کردم شاید یه ماکارونی پیدا کنم بتونم با اون شکمم و سیر کنم چشامو بستم و از خدا تشکر کردم با اینکه بدم میومد از ماکارونی ولی مجبور بودم به همینم قانع باشم فعلا نه پولی دستمه نه کار اون دکتر از خدا بی خبر هم از کار اخراجم کرد، نفهم یذره درک و شعور نداشت من با این موقعیتی که واسم پیش اومده چجور میرفتم سرکار… همینطور توی افکارم غوطه ور بودم که با بوی سوختنی چیزی سریع از جام پاشدم ای وااای غذام سوخت… با دستگیره در قابلمرو برداشتم. نصف غذام سوخته بود ولی چاره ای جز خوردنش نداشتم یکم سس قرمز آوردم و ریختم روش چشامو بستم و غذارو بزور میفرستادم تو حلقم… بعد از اینکه غذارو خوردم ظرفارو شستم حوصلم نمیکشید دستی به سرو روی خونه بکشم… واسه همین رفتم اتاقمو قاب عکس بابارو برداشتم دراز کشیدم رو تخت و باهاش حرف زدم…

دانلود رمان عابر بی سایه | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان عابر بی سایه : زینب ایلخانی
تعداد صفحات رمان : ۱۴۸۰ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی

دانلود رمان عابر بی سایه

قسمتی از رمان : خیابان هاى این شهر مرا بی تو نمیخواهند…خاطره هایم امشب به یقین جنایت کار ترین قاتل زمانه خواهند شد… به من که نه! به زنی که زمانی دوستش داشتی رحمی بکن و قدرى از خودت را برایم باقی بگذار و چه قدر امروز معنی این چند سطر توصیف از جنسیتم را خوب میفهمم: زنانگی یعنی این که گوشی تلفن را بردارى و براى جایی رفتن از کسی اجازه بگیرى… نه که عهد قجر باشد، نه که اجازه ات دست خودت نباشد، یک وقت هایی آدم دلش می خواهد اجازه اش را بدهد دست کسی تا دلش قرص شود که مهم است براى کسی!…

دانلود رمان سر گیجه های تنهایی من | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان سر گیجه های تنهایی من : سید آوید محتشم
تعداد صفحات رمان : ۴۸۳ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

دانلود رمان سر گیجه های تنهایی من

قسمتی از رمان : با نق نق دفترم رو بستم…فردا امتحان دارم؟ به درک هیچی درس نخوندم؟ به درک معلممون باهام لجه؟ بازم به درک…امسال این درس رو تجدیدی میارم؟ اصلا به درک…به درک…به درک. کتاب دفترم رو با عصبانیت پرت کردم و سرم رو گذاشتم روی میز… نه غرورم اجازه میداد گریه کنم… نه حال درس خوندن داشتم. کلافه بودم به معنای واقعی، دلم میخواست، می تونستم حداقل تو خلوت خودم گریه کنم… ولی… اینقدر مغرور بودم که دلم نخواد، غرورم جلوی خودم بشکنه! مثل همیشه، وقتی بیکاری و تنهایی بهم فشار میاورد، دستم رو به سمت گوشی موبایلم دراز کردم… اوممم گوشیم رو دوس داشتم… آیفن فور… اتابک اینو واسه خودش خریده بود… ولی با چرب زبونی از دستش کشیدمش بیرون! اونم خودش و خجالت داد و فایوش رو واسه خودش خرید!…

دانلود رمان محله ی ممنوعه | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان محله ی ممنوعه : سحر نورباقری
تعداد صفحات رمان : ۴۴۶ صفحه
ژانر رمان : رمزآلود، ترسناک، عاشقانه، فانتزی، هیجانی

دانلود رمان محله ی ممنوعه

قسمتی از رمان : یه روز تو یک پارتی حسام با دختری آشنا میشه و ناخوداگاه عاشقش میشه، بدون اینکه شناختی از اون دختر پیدا کنه و آمارش و دربیاره و بدونه کیه و چه کارس بهش نزدیک میشه… خلاصه اتفاقای ناگواری برای حسام میافته که یه نمونش بیمارستانه…
قرار بود بریم خونه عموم ولی من دوست نداشتم برم… با عصبانیت به سمت اتاقم رفتم. اینم از شروع روزمون. موندم حضور من چه فایده ای داره جز اینکه اعصاب من و بقیه بهم بریزه. به شخصه چشم دیدنشونو ندارم. البته اونا هم هین حس رو نسبت به من دارن. تو اتاق گوشیم داشت خودشو می کشت. سیاوش بود… الو بنال…

بدون دیدگاه

داستان ابراز عشق

داستان ابراز عشق | مطالعه به صورت آنلاین

ژانر داستان : عاشقانه، آموزنده

((داستان اختصاصی بیا فور رمان))

داستان ابراز عشق

داستان بسیار زیبای ابـــراز عــشـق
یک روز آموزگار از دانش‌آموزانى که در کلاس بودند پرسید آیا مى‌توانید راهى غیرتکرارى براى ابراز عشق، بیان کنید؟
برخى از دانش‌آموزان گفتند بعضی‌ها عشقشان را با بخشیدن معنا مى‌کنند. برخى «دادن گل و هدیه» و «حرف‌هاى دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شمارى دیگر هم گفتند که «با هم بودن در تحمل رنج‌ها و لذت بردن از خوشبختى» را راه بیان عشق مى‌دانند. در آن بین، پسرى برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را براى ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهى تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانى که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول براى تحقیق به جنگل رفتند.

(بیشتر…)

صفحه 30 از 54صفحه اولقبلی1020قبلی2829303132بعدی4050بعدیصفحه آخر