دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۹ , مهر , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

رمان آهوی وحشی از سایت بیافور رمان

دانلود رمان آهوی وحشی با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان آهوی وحشی از نویسنده : امیدوار
تعداد صفحات رمان : ۷۴۰
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، اجتماعی

جلد رمان آهوی وحشی

داستان رمان درباره پزشک جوانی است که بعد از اخذ مدرکش بنا به علاقه ای که داره به یه منطقه محروم میره تا در اونجا به مردم خدمت کنه تا اینکه در اونجا با دختر کوچکی به اسم سارا آشنا میشه و…
قسمتی از متن رمان آهوی وحشی
-آخه پدر من هرکس تو زندگی هدفی داره هدف من هم اینه!
آقا رضا کلافه سری تکان داد و گفت:
-آخه این چه هدفیه! کدوم آدم عاقلی زندگی راحت و بی دغدغه شهری رو رها می کنه و میره تو دهکوره زندگی کنه!
مهران عصبی و خسته از بحث چند روزه که هنوز به نتیجه نرسیده، گفت:
-ببینید بابا من همیشه کوچیک شما بوده و هستم…

(بیشتر…)

رمان گره سرنوشت از سایت بیافور رمان

دانلود رمان گره سرنوشت با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان گره سرنوشت از نویسنده : فاطمه مرادی
تعداد صفحات رمان : ۱۱۷۱
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، اجتماعی

جلد رمان گره سرنوشت

کتاب سرنوشت را که ورق میزنی میفهمی نویسنده اش برای تو، برای دیگری داستان های متفاوتی نوشته است، داستان تو با داستان دیگری فرق می کند.
هر چند این کتابی که در دست همه است یک نام مشترک به نام سرنوشت دارد.
کتاب را که ورق میزنی تفاوت داستان خود با دیگری را احساس می کنی.
اما داستان تو گاه با داستان دیگری گره می خورد، که می شود گره خوردن سرنوشت…
قسمتی از متن رمان گره سرنوشت
نسیم ملایمی که می وزید، موهای ابریشمین سیاه رنگش رو به بازی می گرفت، و لبخند محوی روی لبهاش آورده بود. دستهاش رو که به لبه نرده بالکن تکیه داده بود، کمی جا به جا کرد…

(بیشتر…)

رمان همیشه با همیم از سایت بیافورمان

دانلود رمان همیشه با همیم با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان همیشه با همیم از نویسنده : زهرا محمد رضایی
تعداد صفحات رمان : ۲۷۴
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، طنز ، هیجانی

جلد رمان همیشه با همیم

قصه نادیا دختری از جنس زندگی… برادری داره که عاشقشه برادرش با یک سوءتفاهم به زندان میره…
نادیا برای جمع آوری پول تو یه مدرسه مشغول به فعالیت میشه و با آرمان آشنا میشه و میفهمه سالها پیش دوست برادرش بوده که بخاطر یه اشتباه از هم دور شدن…
آرمان کمک مالی میکنه تا برادرش آزاد بشه ولی محمد بخاطر سوءتفاهما چشم دیدن آرمان رو نداره…
قسمتی از متن رمان همیشه با همیم
نادیا: جلوی در مدرسه دبیرستان دخترونه یه نفس عمیق کشیدم و با سرعت وارد شدم. دعا میکردم از سنم ایراد نگیرن. مدرسه خیلی بزرگی بود و تو اون موقع سال تقریبا خالی از دانش آموز… وارد دفتر مدرسه شدم…

(بیشتر…)

رمان کلیسای وحشت از سایت بیافورمان

دانلود رمان کلیسای وحشت با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان کلیسای وحشت از نویسنده : گروه دختران آهو نما
تعداد صفحات رمان : ۱۲۹
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، ترسناک

جلد رمان کلیسای وحشت

دختری ارمنی با آوازه ی دنیـز، دختری از تبار مسیح، عشقی بیـن جن و انس، سرانجام این عشق ممنوعه چه خواهد شد؟؟؟
قسمتی از متن رمان کلیسای وحشت
ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺠﺮه ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺗﺎرﯾﮑﯽ ﺑﺎغ دوﺧﺘﻪ ﺑﻮدم ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺗﮏ ﻻﻣﭙﯽ ﻓضای‬ ﮐﻤﯽ رو روﺷﻦ ﻣﯽ ﮐﺮد…
وﻟﯽ اﯾﻦ ﺳﯿﺎﻫﯽ، ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺳﮑﻮت ﺳﺮد ﺿﺮﺑﺎن ﻗﻠﺒمو ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺑﺮد.‬
ﻻﺑﻪ ﻻی درﺧﺘﺎن دﻧﺒﺎل ﻣﺎدر ﮔﻤﺸﺪم ﮔﺸﺘﻢ.
ﻣﺎدری ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ زود ﺗﻨﻬﺎم‬ ﮔﺬاﺷﺖ، ﻣﺎدری ﮐﻪ روزی ﺻﺪاش ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺳﮑﻮت اﯾﻦ ﺑﺎغ دﻟﻨﺸﯿﻦ‬ ﺑﺸﻪ.‬
ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﭘﺎﺗﺨﺘﯽ اﻓﺘﺎد، ﻗﺎب ﻗﺮﻣﺰی ﮐﻪ ﺑﺎ رﻧﮓ ﺳﯿﺎه ﭘﺎﺗﺨﺘﯽ ﺳﺖ ﺷﺪه ﺑﻮد‬ و ﺻﻮرت ﭘﺪر و ﻣﺎدرم ﻣﯿﺎن ﻗﺎب ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪ و ﻗﻠﺒﻢ رو ﺑﻪ درد ﻣﯽ آورد.‬

(بیشتر…)

رمان امن ترین آغوش دنیا از سایت بیافورمان

دانلود رمان امن ترین آغوش دنیا با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان امن ترین آغوش دنیا از نویسنده : فریده بانو
تعداد صفحات رمان : ۴۱۵
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، همخونه ای ، اجباری

جلد رمان امن ترین آغوش دنیا

رمان امن ترین آغوش دنیا راجع به دو خواهر دو قلوست به اسم های سوگند و سوگل، سوگل بی دلیل یک هفته قبل از عروسیش غیبش میزنه و حالا آبروی چندین ساله پدربزرگش در میونه و درخواست حامی پارسا، حالا سوگند مجبوره فقط یه تصمیم بگیره و اون تصمیم چی میتونه باشه…
قسمتی از متن رمان امن ترین آغوش دنیا
توی شرکت نشسته بودم، داشتم با خودکارم بازی میکردم. در اتاق باز شد و ندا یکی از همکارام سرشو داخل اتاق کرد.
لبخندی زد و گفت: اِه سوگند تو هنوز اینجایی؟ دختر مثلا عروسی خواهرته…
-اوووه کو تا آخر هفته امروز تازه سه شنبه است…

(بیشتر…)

صفحه 3 از 5412345بعدی102030بعدیصفحه آخر