دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۹ , مهر , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

دانلود رمان دریا همان دریا بود از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان دریا همان دریا بود نویسنده : ف.کوئینی

تعداد صفحات رمان : ۲۵۸ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، پلیسی

دانلود رمان دریا همان دریا بود

قسمتی از رمـان دریا همان دریا بود
چرا نمی تونم ببینم حاجی؟ فقط میگم چرا همش همینو گوش می دی؟
برگشت و سرجاش نشست. نگاهی به صورت شادابش انداختم.
از جوونی و نشاط، چهره اش غرق نور بود و چشم رو به خودش خیره می کرد.
ما قدیمیا اینجور آهنگا رو بیشتر می پسندیم تا اون آهنگایی که بیخودی مشت می زنه توی مخچه. قهقهه ای زد.

-حاجی، همشونم که اونطوری نیستن خب. اخمی کردم.
-فکر نکن خواب بودم نشنیدم چی داری گوش می دی. کوتاه خندید.
-بیخیال بابا… حالا چرا از ماشین پیاده نمیشی؟ دستش رو پشت صندلیم گذاشت…

(بیشتر…)

دانلود رمان زمستان داغ | PDF, APK, ePub, JAR

رمان زمستان داغ نویسنده : اسماء کرمی پور
تعداد صفحات رمان : ۵۷۱ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، اجنماعی

دانلود رمان زمستان داغ

قسمتی از رمـان زمستان داغ
اشک توی چشمام حلقه بست. چیزی که اون روزا مهمان همیشگی چشمانم بود. من همیشه پرهام رو مرد زندگیم میدونستم و حالا پرهام داشت با کسی غیر از من ازدواج میکرد. پرهام پسر عمه ی منه و چهار سال از من بزرگتره، دقیقا چهار سال و دو ماه و بیست و سه روز! تا قبل از اون روزی که خبردار شدم پرهام از دختر همسایشون خاستگاری کرده، هرشب با فکر روزایی که با پرهام ازدواج کردم خوابم می برد. نمی تونستم باور کنم که تمام محبت های پرهام به من فقط به خاطرنسبت خانوادگی بوده و من به اشتباه اونارو به حساب علاقه گذاشته بودم… چه لحظه هایی که همه با هم به گردش می رفتیم و من جز چشمای مشکی پرهام چیزی یادم نمی موند… پرهام هم بارها مچمو وقتی بهش زل زده بودم گرفته بود و پاسخمو با لبخند می داد…

(بیشتر…)

دانلود رمان مطرود (طرد شده) | PDF, APK, ePub, JAR

رمان مطرود (طرد شده) نویسنده : Curly
تعداد صفحات رمان : ۲۳۱ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، دراماتیک

دانلود رمان مطرود

قسمتی از رمـان مطرود (طرد شده)
حرص خود را روی ورقه ی امتحانی پیش رویش خالی میکند… دلش میخواهد کمی تحقیر هم به امضایش اضافه کند اما چهره ی معصومانه ساینا را به یاد می آورد و از این کارش منصرف میشود… اینان که گناهی ندارن مقصر مادر و پدرانشان هستن که سرشان به شبکه های اجتماعی و هزاران کوفت و زهرمار دیگه گرم است و از فرزندانشان غافل می مانند… بی حوصله خودکار را روی میز پرت میکند و به مبل تکیه میدهد… با خودش غر میزند و میگوید “آخه اینم شد زندگی، از صبح تا شب جون بکن با این همه بچه قد و نیم قد سرو کله بزن آخرشم چندرغاز میذارن کف دستت میگن برو حال کن، آخه این چندرغاز حقوق چه دردی از ما دوا میکنه؟؟!” دست به لیوان آب خنک میبرد و کمی می نوشد…

(بیشتر…)

دانلود رمان سیاه قلب | PDF, APK, ePub, JAR

رمان سیاه قلب نویسنده : نیلوفر صبوری
تعداد صفحات رمان : ۳۶۷ صفحه
ژانر رمان : کل کلی، عاشقانه، غمگین

دانلود رمان سیاه قلب

قسمتی از رمـان سیاه قلب
داداش تویی؟؟؟ داداش؟!… نهههههه… وای خدا باز دوباره همون کابوس لعنتی به خدا دیگه خسته شدم آخه این چه وعضشه آخه تاکی باید پای این کابوس لعنتی بسوزم آخه ای خدا از تختم بلند شدم از عرق زیاد همه لباسام به تنم چسبیده بلند میشمو لباسمو عوض میکنم میرم به سمت دسشویی تو حیاط خونه آبو باز میکنمو چند مشت اب سرد به صورتم میزنمو تو آینه زل میزم به دختری که با قیافه نزارش داره بهم دهن کجی میکنه موها خرمایی فرش شلخته دورش ریخته پوست سفید اما بخاطر آفتاب سوختگی گندمی ابروهای هشتیه دخترونه چشمای درشت عسلیه روشن که به سبز میزنه بینی متوسط گوشتی لبهای قلوه ای گوشتالود در کل دختری خشگل از تعریفای دیگرون اما به نظر خودش که نه زیبا بود نه شانس داشت…

(بیشتر…)

دانلود رمان عشق بی رحمه | PDF, APK, ePub, JAR

رمان عشق بی رحمه نویسنده : فاطمه m.e
تعداد صفحات رمان : ۹۳ صفحه
ژانر رمان : درام، عاشقانه، اجتماعی

دانلود رمان عشق بی رحمه

قسمتی از رمـان عشق بی رحمه
گوشیمو پس از مدت ها روشن کردم… یک پیام، از گذشته های خیلی دور. خیلی دور. حدودا یک سال پیش. پوزخندی زدم. اون پیام از طرفه زندگیم، عمرم، همه چیزم بود… اما بود، الان دیگه باید از زندگیم بیرونش کنم. دستام میلرزید. پیامشو خوندم. هلنا کجایی تو؟؟؟ جلو چشمم رو پرده ای از اشک گرفت. طاقت نداشتم. نمیتونستم. بغض گلوم رو گرفت. نمیتونستم جواب بدم. واقعا سخت بود. سخت بود بر خلاف علاقه ات عمل کنی. گوشیم رو تو دستام فشردم. پلک هام رو فشردم روی هم. اشکام سرازیر شد. اما غصه خوردن دیگه فایده ای نداشت. برای پشیمون شدن خیلی دیر شده بود، خیلی… عصبی شدم. از اینکه نمیتونستم کاری که دوست دارم رو بکنم…

(بیشتر…)

صفحه 20 از 54صفحه اولقبلی10قبلی1819202122بعدی304050بعدیصفحه آخر