دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۹ , مهر , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

رمان همیشه با همیم از سایت بیافورمان

دانلود رمان همیشه با همیم با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان همیشه با همیم از نویسنده : زهرا محمد رضایی
تعداد صفحات رمان : ۲۷۴
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، طنز ، هیجانی

جلد رمان همیشه با همیم

قصه نادیا دختری از جنس زندگی… برادری داره که عاشقشه برادرش با یک سوءتفاهم به زندان میره…
نادیا برای جمع آوری پول تو یه مدرسه مشغول به فعالیت میشه و با آرمان آشنا میشه و میفهمه سالها پیش دوست برادرش بوده که بخاطر یه اشتباه از هم دور شدن…
آرمان کمک مالی میکنه تا برادرش آزاد بشه ولی محمد بخاطر سوءتفاهما چشم دیدن آرمان رو نداره…
قسمتی از متن رمان همیشه با همیم
نادیا: جلوی در مدرسه دبیرستان دخترونه یه نفس عمیق کشیدم و با سرعت وارد شدم. دعا میکردم از سنم ایراد نگیرن. مدرسه خیلی بزرگی بود و تو اون موقع سال تقریبا خالی از دانش آموز… وارد دفتر مدرسه شدم…

(بیشتر…)



رمان افسونگر دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان افسونگر با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان افسونگر از نویسنده : هما پوراصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۲۵۹ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، هیجانی ، کل کلی

کاور رمان افسونگر

داستان رمان درباره دختری به نام افسون است که برادری بد ذات دارد. اون خیلی افسون رو اذیت و آزار میکنه، ولی افسون یک روز با پسری به نام دنیل آشنا میشه و پس از گذشت زمان این دو عاشق هم میشن، ولی به خاطر برادر افسون رابطه شون رو علنی نمیکنن، افسون میره با دنیل زندگی میکنه تا اینکه…
قسمتی از متن رمان افسونگر
آب دهانمو تندتند قورت می دادم تا بلکه این بغض لعنتی دست از سر گلوی بیچاره ام‬ برداره. همینطور هرصبح تا شب و هرشب تا صبح‬ توی گلوی من جا خوش کرده! می دونه من سرتق تر از این حرفام که بذارم بکشنه ولی بازم از رو نمیره!

(بیشتر…)



رمان از گروگان گیری تا عشق دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان از گروگان گیری تا عشق با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان از گروگان گیری تا عشق از نویسنده : فاطمه تاجیک
تعداد صفحات رمان : ۶۸۹ صفحه
موضوع رمان : طنز ، عاشقانه ، هیجانی

کاور رمان از گروگان گیری تا عشق

قسمتی از رمان از گروگان گیری تا عشق
این رمان درباره زندگی دختر شاد و شنگولی هستش که تو یه خونواده ی سه نفری زندگی میکنه فرزند اول و آخر خانوادشه و دختر یکی یدونه ی مامان باباش. در این رمان بنا به دلایلی که بعدا خودتون می فهمید از یه نفری متنفر میشه و عاشق یه نفر دیگه میشه ولی از هیچ کدوم هیچ خیری نمیبینه و میفهمه عاشق کسی هستش که…

اسم این دختر شیطون قصه رهاست، که تو هر شرایطی شاد و خنده از صورتش محو نمیشه اگر چه توی دلش غم هایی هم هست ولی اون خیلی تو دار و همه ی مشکلاتو و ناراحتی ها رو تو خودش میریزه…

(بیشتر…)



رمان من ازدواج نمی کنم از سایت بیافورمان

دانلود رمان من ازدواج نمی کنم با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان من ازدواج نمی کنم از نویسنده : ا.ت.س.ت
تعداد صفحات رمان : ۴۶ صفحه
ژانر رمان : کل کلی ، طنز ، هیجانی

عکس رمان من ازدواج نمی کنم

قسمتی از رمـان من ازدواج نمی کنم
میلاد هول هول وارد اتاقش شد و در کمدشو باز کرد و شروع کرد به در آوردن لباساش از توی کمد و همشونو پرت میکرد این طرف و اون طرف تا بالاخره رسید به ساکش!!! درش آورد و خوشحال پرتش کرد روی تخـت و زیپشو باز کرد و شروع کرد به جمع کردن ساکش و زیر لب میخوند: هله دان دان دان، دان دان، دان دان دان، هله یه دانه یه دانه… واسه خودش توی اتاق قر میداد و میرقصید، (میلاد خجالت بکش خیر سرت یه مرد ۳۲ ساله ای) میلاد زیر لب به دلش گفت: خفه شو بابا!!!

(بیشتر…)



رمان شروع از پایان از سایت بیافورمان

دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان شروع از پایان از نویسنده : شهریور
تعداد صفحات رمان : ۱۴۹ صفحه
ژانر رمان : هیجانی ، تخیلی ، عاشقانه

عکس رمان شروع از پایان

قسمتی از رمـان شروع از پایان
طبق معمول هر روز لباسامو پوشیدم و از خونه زدم بیرون تا کار هر روزم که ول چرخیدن تو خیابونا بود و انجام بدم، مدرسه ام تموم شده بود و دیگه بیکار بودم به کنکور فکر هم نمی کردم چون حالم از هر چی ریاضی بود به هم می خورد، رشته ی مورد علاقه ی خودم نبود، خودم هنر دوست داشتم، ولی اصرار مادرم بود که ریاضی بخونم تا کلاسم از بقیه ی دخترای فامیل که طبق یه مرض مسری همشون مهندس بودن کمتر نباشه، اما دیگه بیشتر از این نمی خواستم به خاطر علاقه ی مادرم بهش ادامه بدم، دیگه به هنرم فکر نمی کردم، به هیچی فکر نمی کردم…

(بیشتر…)



صفحه 1 از 212