دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۹ , مهر , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

رمان قلب سیاه دختر ارباب از سایت بیافور رمان

دانلود رمان قلب سیاه دختر ارباب با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان قلب سیاه دختر ارباب از نویسنده : مریم و مهسا
تعداد صفحات رمان : ۱۴۱
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، اربابی

جلد رمان قلب سیاه دختر ارباب

داستان رمان قلب سیاه دختر ارباب درباره یک دختر شیطون و مغرور که ارباب کوچک یک روستا است.
ولی بنا به دلایلی دزدیده میشه و خدمتکار یک ارباب مغرور و شیطان صفت میشه.
چه کارهایی که توی خونه اون ارباب نمیکنه و چه بلاهایی که به سر اون ارباب در نمیاره…
قسمتی از متن رمان قلب سیاه دختر ارباب
خشم، نفرت و سیاهی یاوران زندگی من هستند.
چقدر معصوم و پاک بودم و زندگی ساده ای داشتم ولی در پی یک حادثه تلخ همه ی سادگی و مظلومیتم به باد رفت و جای خود را به ظلم، نفرت و سیاهی داد و قلب معصومم را به رنگ سیاه در آورد…
دیگر مهربانی برایم معنایی نداشت و دروغی بیش نبود و اگر در درونم جستجو می کردی میدیدی که دیگر نه عشقی وجود دارد نه آن خوشحالیه گذشته ها…

(بیشتر…)



رمان دختر نفرین شده اندوه از سایت بیافور رمان

دانلود رمان دختر نفرین شده اندوه با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان دختر نفرین شده اندوه از نویسنده : نسترن محمدی
تعداد صفحات رمان : ۵۵۴
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، اجتماعی

جلد رمان دختر نفرین شده اندوه

داستان رمان درباره دختریه که غم توی تمام لحظات زندگیش حضور داشته، دختری که سعی کرده هم خواهر باشه، هم مادر و هم پدر.
دختر قصه ی ما با سختی بزرگ میشه، با سختی ازدواج میکنه، با سختی بچه دار میشه…
این غصه ها ازش یه زن ۵۰ساله ساختن، ولی با همه ی این مشکلات سعی‬ داره بخنده و بخندونه که هیچکس متوجه این کهولت سن یهوییش نشه…
قسمتی از متن رمان دختر نفرین شده اندوه
داشتم غذا درست میکردم که با صدای زنگ موبایلم دست از کار کشیدم‬.
– بله؟‬
غزل: سیلللللام، چطوری؟؟؟‬
– علیک سلام، ممنون، تو چطوری؟‬
غزل: من که عااالی.‬
– خیره.‬
غزل: چجووورم.‬
– زهر مار خب، زیر لفظی میخوای؟؟‬
غزل: نه به جون تو.
‫- خب بِزِر دیگه.‬
غزل: واقعا برات متاسفم.‬
– عمت تو اولویته.‬

(بیشتر…)



رمان آخرین آهنگ از سایت بیافور رمان

دانلود رمان آخرین آهنگ با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان آخرین آهنگ از نویسنده : سینا رحیمی
تعداد صفحات رمان : ۳۴۱
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه

جلد رمان آخرین آهنگ

قسمتی از متن رمان آخرین آهنگ
اسمم را که در فهرست قبول شدگان دانشگاه دیدم از خوشحالی گریه ام گرفت.
رشته ی قبولیم پزشکی در دانشگاه تهران بود. با عجله خودم را به خانه رساندم تا این خبر خوش را به پدر و مادرم بدهم که از شنیدنش از خودمم شادتر می شدند…
به محض اینکه وارد خانه شدم مادرم با سرعت به سمتم آمد و هنوز حرفی از دهانش بیرون نیامده بود، با خوشحالی در آغوشش گرفتم و این خبر خوش را به او دادم، از شادی فریاد می کشیدم، مادرم مرا غرق در بوسه کرد، پدرم هم از سر و صدای من از اتاق بیرون آمد و گفت:
– چیه چه خبر شده؟ خونه رو روی سرتون گذاشتین!!!

(بیشتر…)



رمان گردباد از سایت بیافور رمان

دانلود رمان گردباد با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان گردباد از نویسنده : پریا افزا
تعداد صفحات رمان : ۶۴۵
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، اجتماعی ، پلیسی

جلد رمان گردباد

داستان رمان بسیار زیبای گردباد در مورد خانواده ی سرهنگ رحیمی می باشد…
یک خانواده که به خاطر بلایی که بر سر پسر کوچک خانواده میاد زندگیشون گرفتار گردبادی عظیم می شود، گردبادی که همه ی اعضای خانواده سرهنگ رحیمی را گرفتار میکند…
قسمتی از متن رمان گردباد
سه قدم مانده به انتهای راه… در ثانیه ای این سه قدم هم طی شد…
با سرعت، نفس نفس زنان دست روی زانو گذاشت و خم شد، نفس هایش به زور بالا می آمد.
کمی حالش جا آمد، لبخندی زد…
می توانست حدس بزند حالا هفت قدم مانده تا به میدان گل برسد. لبخندش پر رنگ تر شد، حالا به میدان گل رسیده، به عقب برگشت…

(بیشتر…)



رمان قیزیل تئل از سایت بیافور رمان

دانلود رمان قیزیل تئل با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان قیزیل تئل از نویسنده : دوشیزه
تعداد صفحات رمان : ۴۴۵
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، معمایی ، درام

کاور رمان قیزیل تئل

قیزیل تئل داستان دختری ست که به خاطر یک سوء تفاهم و گناهی که برادرش مرتکب شده اسیر زندگی دو برادری میشه که یکی از آنها برای کشتنش نقشه کشیده… به خواست خودش وارد این منجلاب نشد ولی همین منجلاب مسیر زندگیش رو تغییر میده…
قسمتی از متن رمان قیزیل تئل
خرید هاشو تو دستش جا به جا کرد و منتظر تاکسی وایستاد… استرس تمام وجودش رو گرفته بود و کف دستش حسابی عرق کرده بود.
یه هفته بود که تو گوش خودش میخوند استرس هیچ فایده ای نداره وقتی همه چیز از قبل برنامه ریزی شده و اون فقط باید عین یه ربات هر چی بقیه گفتن و خواستن بگه چشم…

(بیشتر…)



صفحه 1 از 4012345بعدی102030بعدیصفحه آخر