دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۹ , مهر , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

رمان تھران مازاراتی از سایت بیافور رمان

دانلود رمان تھران مازاراتی با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان تھران مازاراتی از نویسنده : کمند.ر
تعداد صفحات رمان : ۳۷۰
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، پلیسی ، طنز

جلد رمان تھران مازاراتی

داستان رمان درباره دختریست که با استفاده از زیبایی و شیطنت دخترانه خود دل پسران پولدار و جذاب را به دست می آورد…
سپس پول و ثروت های زیادی از آنها میگیرد.
اما تنها نه با سه تا از دوستان خود که این کار را در دست دارن که اتفاقی همه چیز را تغییر میدهد و قدم توی راه بدی میزارن…
قسمتی از متن رمان تهران مازاراتی
ایول فری بزن قدش…
من با کف دست راستم و اونم با کف دست چپش محکم زدیم بهم و آخ و اوخمون دراومد…
ھمونجور که دستم رو تکون میدادم تا از دردش کمتر بشه گفتم:
دیدی فری اینم پنجمین پسری که خرپول بود، خالیش کردیم…

(بیشتر…)



رمان آرالیا از سایت بیافور رمان

دانلود رمان آرالیا با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان آرالیا از نویسنده : Pink Girls
تعداد صفحات رمان : ۸۹
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، طنز ، انتقامی

جلد رمان آرالیا

رمان آرالیا درباره دختری به همین نام هستش آرالیا دختریست که میخواد گذشته شو پس بگیره…
در پی تلاش هاش سرنوشت براش قدرت و ثروت و شهرت به ارمغان میاره و در رقابت سرنوشت براش عشق رقم میزنه…

قسمتی از متن رمان آرالیا
به نام اوارالی مدرست دیر شد بلند شو…
بی حال لای چشمانم رو باز کردم دیشب تا ساعت ۱۲ شب داشتم ظرف می شستم و تا ساعت ۳ صبح درس می خوندم بدن درد گرفته بودم.

دِ بلند شو دختر، به زور بلند شدم.
سلام مامان، انقدر آروم گفتم که خودمم نشنیدم چه برسه به مامان…
بلند شدم توی ۱۲ متر جا خوابیدن سخت بود بلند شدم و رفتم سر و صورتم رو شستم…

(بیشتر…)



رمان همیشه با همیم از سایت بیافورمان

دانلود رمان همیشه با همیم با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان همیشه با همیم از نویسنده : زهرا محمد رضایی
تعداد صفحات رمان : ۲۷۴
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، طنز ، هیجانی

جلد رمان همیشه با همیم

قصه نادیا دختری از جنس زندگی… برادری داره که عاشقشه برادرش با یک سوءتفاهم به زندان میره…
نادیا برای جمع آوری پول تو یه مدرسه مشغول به فعالیت میشه و با آرمان آشنا میشه و میفهمه سالها پیش دوست برادرش بوده که بخاطر یه اشتباه از هم دور شدن…
آرمان کمک مالی میکنه تا برادرش آزاد بشه ولی محمد بخاطر سوءتفاهما چشم دیدن آرمان رو نداره…
قسمتی از متن رمان همیشه با همیم
نادیا: جلوی در مدرسه دبیرستان دخترونه یه نفس عمیق کشیدم و با سرعت وارد شدم. دعا میکردم از سنم ایراد نگیرن. مدرسه خیلی بزرگی بود و تو اون موقع سال تقریبا خالی از دانش آموز… وارد دفتر مدرسه شدم…

(بیشتر…)



رمان پرنسس لجباز من از سایت بیافورمان

دانلود رمان پرنسس لجباز من با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان پرنسس لجباز من از نویسنده : شبنم نقش بندی
تعداد صفحات رمان : ۱۴۳
صفحه
موضوع رمان : کل کلی ، طنز ، عاشقانه

جلد رمان پرنسس لجباز من

داستان رمان از اونجایی شروع می شه که استاد دانشجوها رو به گروه های دو نفری برای تحقیق تقسیم می کنه و تحقیق درباره یکی از مناطق افغانستان رو به خانم کامکار و آقای ارجمند واگذار میکنه و…
قسمتی از متن رمان پرنسس لجباز من
ای بابا استاد این همه جا حالا حتما باید برم افغانستان واسه تحقیق اونجا که امنیت نداره.
وقتی خدا‬ داشت شانس و تقسیم میکرد به من گفت ازت خوشم نمیاد برو‬، آره دیگه اینجوری شد که به من شانس ندادن‬.
بعد از این حرف، استاد شروع کرد به تقسیم کردن بقیه گروه ها.
منم یه نگاه به‬ آقای ارجمند انداختم و…

(بیشتر…)



رمان بادیگارد دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان بادیگارد با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان بادیگارد از نویسنده : Shaloliz
تعداد صفحات رمان : ۳۷۶
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، طنز

جلد رمان بادیگارد

داستان رمان درمورد دختریه که به خاطر شغل پدرش همیشه بادیگارد همراهش هست. ولی دختر از سر لجبازی با پدرش بادیگاردها رو فراری میده و…
قسمتی از متن رمان بادیگارد
آروم کلید رو توی قفل چرخوندم و درو یواش باز کردم. همه جا تاریک بود،‬احتمالا همه خوابیده بودن. کفشامو در آوردم و پاورچین پاورچین رفتم سمت‬ پله. همین که پامو روی اولین پله گذاشتم چراغ هال روشن شد. آروم سرمو‬ چرخوندم و عقبو نگاه کردم، درست حدس زده بودم، بابام بود.‬
‫بابا: تا حالا کجا بودی؟‬
‫من: کجا بودم؟ جایی که همیشه میرم. پارتی.‬
‫بابا: یه نگاه به ساعتت انداختی؟‬
‫من: نه.‬
‫بعد یه نگاه به ساعتم انداختم و گفتم: سالمه که.‬
‫بابا چپ چپ نگاهم کرد…

(بیشتر…)



صفحه 1 از 812345بعدیصفحه آخر