دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۹ , مهر , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

رمان عشق زوری از سایت بیافور رمان

دانلود رمان عشق زوری با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان عشق زوری از نویسنده : زهرا.چ
تعداد صفحات رمان : ۱۲۹
صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، اجباری ، غمگین

جلد رمان عشق زوری

داستان این رمان درباره دختری است به نام نفس که مجبور به ازدواج با یه پسر سرد و مغرور برای نجات جون مادرش میشه و…
قسمتی از متن رمان عشق زوری
با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم، اه بازم یه روز دیگه امروز هرجور شده باید مامانو راضی کنم که برم دنبال کار بگردم.
نمیدونم چه مشکلی با کار کردن من داره آخه هی میگه:
دخترم تو باید درستو بخونی!
آخه درس میخام چیکار تو این اوضاع…
با اکراه از روی تخت یه نفرم بلند میشم و میرم دستشویی و بعد از انجام دادن کارهای مربوطه میرم بیرون و روبروی آیینه می ایستم قیافم به نظر خودم عالیه، سقفو بگیرین…

چشای درشت مشکی، لبای متناسب و قلوه ای، دماغ متناسب صورتم، ابروهای کمونی، چالی که وقتی میخندم روی صورتم میفته که خععلیم بهم میاد و باحالم میکنه…
خعب دیگه دست از آنالیز کردن خودم بر میدارم و مشغول شونه کردن موهام میشم…
موهای خرماییم، موهامو که شونه کردم بستمشون و به سمت آشپزخونه رفتم و تو همون حال مامانو صدا میزدم…
مامااااان مامانییییی خوشگلممم، وااا چرا هرچی صداش میزنم جواب نمیده…
رفتم تو آشپزخونه که با دیدن صحنه ی روبروم مغزم از کار افتاد باورم نمیشد…
مامانم کف آشپزخونه افتاده بود و چشمای قشنگشو بسته بود یه قطره اشک از چشام اومد به خودم اومدم و سریع زنگ زدم آمبولانس رفتم پیش مامان تا نبضشو بگیرم خیییلی کند میزد…
خدااااا مامانمو ازم نگیر من به جز اون هیچ کس دیگه ای رو تو این دنیا ندارم…
آمبولانس اومد و مامانمو رسوندن بیمارستان روی صندلی نشسته بودم و اشکام پس از…

رمان پیشنهادی :  دانلود رمان اون روی زندگی | پی دی اف, آیفون, اندروید, جاوا