دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۸ , مرداد , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید
انجمن سایت بیافور رمان

رمان افسونگر دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان افسونگر با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان افسونگر از نویسنده : هما پوراصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۲۵۹ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، هیجانی ، کل کلی

کاور رمان افسونگر

داستان رمان درباره دختری به نام افسون است که برادری بد ذات دارد. اون خیلی افسون رو اذیت و آزار میکنه، ولی افسون یک روز با پسری به نام دنیل آشنا میشه و پس از گذشت زمان این دو عاشق هم میشن، ولی به خاطر برادر افسون رابطه شون رو علنی نمیکنن، افسون میره با دنیل زندگی میکنه تا اینکه…
قسمتی از متن رمان افسونگر
آب دهانمو تندتند قورت می دادم تا بلکه این بغض لعنتی دست از سر گلوی بیچاره ام‬ برداره. همینطور هرصبح تا شب و هرشب تا صبح‬ توی گلوی من جا خوش کرده! می دونه من سرتق تر از این حرفام که بذارم بکشنه ولی بازم از رو نمیره!

(بیشتر…)



رمان شام مهتاب دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان شام مهتاب با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان شام مهتاب از نویسنده : هما پوراصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۶۰۵ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه

کاور رمان شام مهتاب

سالها پیش، وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت.
شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق آتشین در گذشته باعث یک عشق آتشین دیگر در آینده شود، اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد.
باید تقاص پس بدهیم، هم من هم تو، تقاص گناهی که نکردیم…
قسمتی از متن رمان شام مهتاب
با سرو صدایی که از بیرون میومد به زور چشمامو باز کردم.
آفتاب از پنجره های بلند و سلطنتی اتاقم روی فرشای ابریشمی پهن شده بود.
از تختخواب بزرگ یکنفر و نیمه ام، پایین اومدم…

(بیشتر…)



رمان قرار نبود دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان قرار نبود با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان قرار نبود از نویسنده : هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۲۸۲ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، هم خونه ای

تصویر رمان قرار نبود‬

قسمتی از رمان قرار نبود
صدای آهنگ آنشرلی بلند شد. سرم داشت منفجر می شد. دستمو از زیر پتو بیرون آوردم و روی عسلی کنار‬ تخت کشیدم. صدا لحظه به لحظه داشت بلند تر می شد و من لحظه به لحظه عصبی تر می شدم. بالاخره دستم خورد‬ به گوشیم. چنگش زدم وکشیدمش زیر پتو. یکی از چشمامو به زور باز کردم و دکمه قطع صدا رو زدم. صدا خفه شد.‬ نمی دونم چرا آهنگیو که اینقدر دوست داشتم گذاشته بودم برای آلارم گوشیم. دیگه داشتم از این آهنگ متنفر‬ می شدم. ساعت چند بود؟ هفت صبح. لعنتی! خوابم می یومد دیشب تا صبح داشتم چت می کردم،

(بیشتر…)



دانلود رمان توسکا | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان توسکا : هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۲۲۰ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی

دانلود رمان توسکا

قسمتی از رمان : چشمامو بسته بودم دهنمو باز کرده بودم و هوار هوار می کردم … طناز بازومو گرفته بود و هی مدام پشت سر هم تکرار می کرد: توسکا تو رو خدا… بیخیال بیا بریم… طوری نشده که… دستمو کشیدم از دستش بیرون و گفتم: اه ولم کن بابا… خیلی بزدلی به خدا… دوباره خواستم دهن باز کنم و ادامه حرفامو بگم که در اتاق باز شد… پسری قد بلند و خوش چهره اومد بیرون… وای مامانم اینا!!! چه هلویی بود! خوش هیکل خوش تیپ… موهای خرمایی روشن داشت با چشمای تقریبا خاکستری… لبای صورتی… نگاه نافذ… نگاهی به سرتاپای من انداخت که دستامو گذاشته بودم لب میز منشی و خم شده بودم توی صورتش… ابروشو بالا انداخت و گفت: بفرمایید تو خانم… صاف ایستادم… هان؟!!! با من بود؟!!! وایسادم زل زدم توی چشماش… دقیقا از حالت خودم یاد بز افتادم. پسره معلوم بود خنده اش گرفته ولی به روی خودش نیاورد… با دست به در اشاره کرد و گفت: چرا ایستادین؟ بفرمایید داخل دیگه… یه تیکه از موهای فر درشت سیاه رنگم افتاده بود توی صورتم و جلوی دیدمو می گرفت… نفسمو مثل فوت فرستاد بیرون و تکه موم شوت شد اونور… طناز هم مثل من خشک شده بود کنارم…