بیا فور رمان , دانلود رمان , رمان جدید , رمان ایرانی , سایت رمان , Bia4Roman

دوشنبه , ۰۵ , تیر , ۱۳۹۶
**فعالیت های این سایت مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه نویسنده : Ariel
تعداد صفحات رمان : ۳۰۶ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه ، کل کلی ، اجتماعی

عکس رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

قسمتی از رمـان گفته بودی دوستم داری بی اندازه
نمی دانم دلیل انتقامت چی بود تو فقط به فکر انتقامت بودی که گرفتی رفتی حتی پشت سرت را نگاه نکردی
نفهمیدی با دل من چه کردی هر چی فکر می کنم من سزاوار این انتقام نبودم
چیزی نگفتی فقط انتقام گرفتی اونم به جرم نکرده.
شعله های انتقامت دلم را سوزاند. تو فقط نظاره گر سوختن دلم بودی و من فقط بازنده این زمانه، که دلم را به توباخته بودم.
حالا حقم این انتقام بود. از دفتر دکتر زمانی آمدیم بیرون، هی میترا غر میزد به جونم و نق نق میکرد.
که این زمانی چقدر حرف میزنه. چیزی نداشتم بگم…

(بیشتر…)



دانلود رمان دزدی عاشقانه از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان دزدی عاشقانه نویسنده : مبینا
تعداد صفحات رمان : ۴۱۱ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه, کل کلی

عکس رمان دزدی عاشقانه

قسمتی از رمـان دزدی عاشقانه
تلفن رو گذاشتم رو میز و رفتم پیش بابا بعد چند دقیقه آیفون به صدا دراومد
با عجله رفتم درو باز کردم و گفتم: آقا توروخدا کمک کنید بابام…
-خانم به اعصابتون مسلط باشید برید کنار.
رفتن پیش بابا و گذاشتنش رو برانکارد و بردنش.
خواستم باهاشون برم که مامانم گفت : نمیخواد تو بیای.
-اما مامان منم میخوام بیام…

(بیشتر…)



دانلود رمان تلاقی دو نگاه | PDF, APK, ePub, JAR

نویسندگان رمان تلاقی دو نگاه : فاطمه عسجدیان و صدف نامور
تعداد صفحات رمان : ۱۵۸ صفحه
ژانر رمان : کل کلی و عاشقانه

دانلود رمان تلاقی دو نگاه

قسمتی از رمـان تـلاقـی دو نـگاه
بعد از اینکه امتحانمون تموم شد با پریا از مدرسه خارج شدیم… پپری اول بریم خرید که انرژی بگیریم بعد بریم مردم آزاری… پریا گفت: پپری و مرگ نکبت… باشه بریم منم انرژی لازمم، از یه تلفن عمومی زنگ زدیم خونه هامون و گفتیم یکم دیرتر میریم خونه دستمو برای یه تاکسی بلند کردم و بعد از گفتن آدرس که به مسیر تاکسی میخورد سوار شدیم ربع ساعتی گذشته بود که بلاخره رسیدیم به پاساژ بین مغازه ها راه میرفتیم و از پشت ویترین همه چیزو دید میزدیم که چشمم یه لباسو گرفت… یه پیرهن سبز تیره تا زانو که یه کمربند ساتن مشکی میخورد و پشتشم یه پاپیون از جنس کمربند بود خیلی ساده و در عین حال شیک بود…

با فکری که به سرم زد دست پریا رو گرفتم و کشیدم سمت مغازه پریا گفت: اوووووی… وحشی چته؟… دستمو کندی… هیییییییییس فقط بیا پریا با حرص گفت: دیوونه خندیدمو گفتم: آی آی شنیدما پریا هم در کمال پرروئی گفت: به درک که شنیدی وارد مغازه شدیم یه پسر جوون صاحب مغازه بود که با دیدنمون لبخندی زد و گفت: بفرمایید… خوش آمدید



دانلود رمان شرط میبندی | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان شرط میبندی : مهتاب ام تی
تعداد صفحات رمان : ۱۰۵ صفحه
ژانر رمان : طنز، کل کلی، عاشقانه

دانلود رمان شرط میبندی

قسمتی از رمان : پریدم تو اتاقم و در کمدمو باز کردم، اوووف حالا چی بپوشم، دست کردم تو کمد و شلوار جین سرمه ایم و با مانتو مشکیم و در آوردمو سریع پوشیدمشون و رفتم جلو آیینه به خودم نگاه کردم: چشم ای طوسی، بینی قلمی، لب های قلوهی… ااای وااای خاک تو سرت نفس دیرت شده اونوقت نشستی اینجا داری خودتو دید میزنی؟؟ سریع مو های بلندمو که تا کمرم می رسید بالای سرم محکم بستم یه مقنعه مشکی هم سرم کردم کیفم و برداشتم و از اتاق زدم بیرون از نرده ها سر خوردم و اومدم پایین سریع وارد پارکینگ شدم، سوار جنسیس قرمزم شدمو حرکت کردم سمت خونه ی باران…



دانلود رمان ملودی سکوت | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان ملودی سکوت : مونا – س
تعداد صفحات رمان : ۴۱۰ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، جنجالی، کل کلی

دانلود رمان ملودی سکوت

قسمتی از رمان : داشتم با سعید پسرخاله بهنام تلفنی صحبت میکردم بعد کلی بحث صحبتمون رسید به اینجا که خودت میگی آمریکا، اینجا ایرانه عزیز من، نمیگی مردم پشتمون حرف در میارن؟؟ به درک که در میارن, به هر حال من که گفتم بیا خاستگاریم، عروسی میکنیم و مثل آدم میریم سر خونه زندگیمون… باز شروع نکن من که گفتم شرایط ازدواج ندارم… چه فرقی میکــــــــ….. با باز شدن در که من دقیقا پشتش نشسته بودم در محکم به کمرم کوبید و موبایلم از دستم افتاد. بهنام تو چارچوب در پیدا شد، به موبایلم که روی زمین افتاده بود خیره شد… چشمهاش بین من و گوشی میچرخید، با ترس و دستپاچگی گفتم: به جون تو هیچکس نبود داشتم آهنگ گوش میدادم… صدای الو الوی سعید از موبایل تو اتاق پیچیده بود، فهمیدم اوضاع خرابه به سمت موبایل خیز برداشتم اما بهنام با یک گام پاشو گذاشت رو گوشی خم شد و موبایلم رو برداشت… موبایلو برد نزدیک گوشش و…



دانلود رمان بی قرار قلبم | PDF, APK, ePub

نویسنده رمان بی قرار قلبم : Azidan
تعداد صفحات رمان : ۵۵۹ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، کل کلی، طنز

♥♥ این رمان بازبینی و ویرایش شده است ♥♥

دانلود رمان بی قرار قلبم

خلاصه ای از رمان : همیشه میگن حتی تو بدترین شرایط هم باید راست گفت، من… الان واقعاً تو شرایط بدی هستم ولی، عمرا اگه راستشو بگم، الان معلقم، بین زمین و آسمون، پام و با دست گرفته از پل آویزونم کرده، خون به مخم فشار میاره ولی نه اونقدر که نتونم فکر کنم… جریان نرم آب زیر پل حس زندگی و بهم تزریق میکنه صــورتشــو میبینم که با پوزخند روم خم شــده…



دانلود رمان شب های آفتابی من | PDF, APK, ePub

نویسنده رمان شب های آفتابی من : ستاره صولتی
تعداد صفحات رمان : ۷۷۵ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، کل کلی

دانلود رمان شب های آفتابی من

خلاصه ای از رمان شب های آفتابی من : آفتاب دختر مغرور و خود خواهیه که طی مشکلاتی با کمک شخصی می تونه از پستی ها و بلندی های زندگی بگذره و تازه براش حقایقی درباره ی خودش و شخصیتش آشکار میشه که فکر می کنه خیلی دیره و…



دانلود رمان دنیاتم و دنیامی | PDF, APK, ePub

نویسنده رمان دنیاتم و دنیامی : آلا و سوگند
تعداد صفحات رمان : ۳۴۸ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، کل کلی، طنز

دانلود رمان دنیاتم و دنیامی

خلاصه ای از رمان دنیاتم و دنیامی : یه دختر خوشگل و شیطون البته کمی خنگ که با دوستاش تو پایین شهر زندگی میکنه طی اتفاقاتی مجبور میشه کار کنه اما کجا…!!!
مقدمه : ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳـــت ﺩﺍﺭم. ﭼﻪ ﻓـﺮﻕ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﭼــــﺮﺍ…؟ ﯾـــﺎ ﺍﺯ ﭼــــﻪ ﻭﻗـﺖ…! ﯾـﺎ ﭼﻄـﻮﺭ ﺷـﺪ ﮐﻪ…! ﭼﻪ ﻓـــــﺮﻕ ﻣﯿﮑـﻨﺪ…؟! ﻭﻗﺘﻰ… ﺗــﻮ ﺑـﺎﯾـﺪ ﺑـــﺎﻭﺭ ﮐﻨـﻰ، ﮐـﻪ می کنـــﻰ…! ﻭ ﻣــﻦ نبـﺎﯾـﺪ ﻓـﺮﺍﻣــــﻮﺵ ﮐــﻨﻢ، ﮐـﻪ ﻧﻤـﻰ ﮐــــﻨﻢ…!

(بیشتر…)



صفحه 1 از 212