بیا فور رمان , دانلود رمان , رمان جدید , رمان ایرانی , سایت رمان , Bia4Roman

دوشنبه , ۰۵ , تیر , ۱۳۹۶
**فعالیت های این سایت مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

رمان عشق آرام از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان عشق آرام نویسنده : مبینا روشن
تعداد صفحات رمان : ۶۹ صفحه
ژانر رمان : طنز ، اجتماعی ، عاشقانه

عکس رمان عشق آرام

قسمتی از رمـان عشق آرام
با صداى زنگ از خواب بیدار شدم، ساعت ۹ بود. از جام بلند شدم و صورتمو شستم و یه تیکه نون خوردم و لباسامو پوشیدمو از اتاق اومدم بیرون،
به سمت اتاق رها حرکت کردم… در اتاقو آروم باز کردم و رفتم تو. از حالت خوابیدنش خندم گرفت،
دهنش دو متر باز بود و بالشت رو گرفته بود بغلش؛ آروم رفتم جلو، بلند داد زدم:
-رها! بلند شو احمد سیبیلو اومد… دو متر پرید، رفت سمت لباساش و شلوارشو بر عکس پوشید تا خواست مانتوشو تنش کنه،
دیگه نتونستم جلوى خودمو بگیرم و بلند زدم زیر خنده؛ اولش گنگ نگاهم کرد و بعد به خودش اومد و گفت:
-آرام مگه دستم بهت نرسه…

(بیشتر…)



رمان فقط من فقط تو از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان فقط من فقط تو نویسندگان : Aram Anid , Doni.M , Yalda Angle
تعداد صفحات رمان : ۳۷۷ صفحه
ژانر رمان : طنز ، عاشقانه

عکس رمان فقط من فقط تو

قسمتی از رمـان فقط تو فقط من
**پسر داستان** این حرفه آخرمه میفهمـــــی؟؟
با صدای داد بابا منم مثل خودش میگم: پس بچرخ تا بچرخیم آقای صالحی، بعد از خونه زدم بیرون و سوار پرادوی مشکیم شدم.
نفس عمیقی می کشم تا آروم بشم اما از اونجایی که آروم بودن تو خونم نیست محکم روی فرمون کوبیدم و پامو روی پدال گاز گذاشتم.
بعد از اینکه به سوئیتم رسیدم در ماشینو قفل کردم و رفتم بالا.
دوباره غرولندهای این همسایه مزاحم شروع شد: یه جوری توی فرعی لایی می کشه انگار سر آورده…

(بیشتر…)



رمان من روحم از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان من روحم نویسنده : سحربانو
ویراستار رمان : Ava Banoo
تعداد صفحات رمان : ۱۱۱ صفحه
ژانر رمان : طنز ، تخیلی

عکس رمان من روحم

قسمتی از رمـان من روحم
*دختر*: خسته و کوفته تو این گرما دنبال غذا می گردم. مثل این که امروز کسی نمرده.
باید برم بهشت زهرا شاید اون جا یه توفیقی شده باشه. چشمامو بستم و وقتی بازشون کردم،
خودم رو وسط یه عالمه قبر دیدم. نچ، مثل این که از غذا خبری نیست. با دیدن سینی خرما روی قبر یه بنده خدایی، ذوق زده ۲۰ تا خرما خوردم…

(بیشتر…)



رمان به سادگیم بخند از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان به سادگیم بخند نویسنده : F.K
تعداد صفحات رمان : ۴۲۳ صفحه
ژانر رمان : طنز ، عاشقانه

عکس رمان به سادگیم بخند

قسمتی از رمـان به سادگیم بخند
پامو روی گاز فشار می دادم تا زود تر برسم. حسابی دیرم شده بود و بد قولی کرده بودم. با دیدن چراغ قرمز فوری پامو روی ترمز گذاشتم:
-داره دیرم میشه.
با صدای آهنگ پیرهن صورتی؛ یه نگاه به چراغ انداختم، یه نگاهم به کیف! دستمو سمت کیفم دراز کردم که چپه شد و دلو رودش ریخت بیرون.
-اَه…
دلا شدم تا گوشی رو از کف ماشین بردارم که یکی؛ بوق زد و من با ترس سرمو بلند کردم…

(بیشتر…)



دانلود رمان یک بار نگاهم کن از سایت بیا فور رمان

دانلود با فرمت های PDF , APK , EPUB , JAR
رمان یک بار نگاهم کن نویسنده : Baran Amad

تعداد صفحات رمان : ۳۱۳ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، طنز

عکس جلد رمان یک بار نگاهم کن

قسمتی از رمـان یک بار نگاهم کن
صدای فریاد بابا واقعا از جا پروندم. برو توی اتاقت همین الان،
اصلا باورم نمی شد بابا جلوی کُل فامیل اینجوری سرم داد بزنه.
آقای مهرابی بابای عرشیا خواست پا در میونی کنه که بابا گفت:
مرتضی خواهش میکنم دخالت نکن، این بار باید باهاش جدی برخورد کنم،
دیگه شورشو درآورده. بعد همانطور که عصبی و غضبناک به من نگاه می کرد گفت:
وقتی ادایِ بچه ها رو در میاری پس باید مثلِ بچه ها تنبیه بشی نه یک دختر پانزده ساله،
سرم پایین بود، عصبی شده بودم و برعکس همه ی دخترای دیگه که تو این موقعیت گریه میکنن
و خالی میشن من باید حتما داد می کشیدم تا آروم شم…

(بیشتر…)



دانلود رمان حجاب من | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان حجاب من : Zeinab Z
تعداد صفحات رمان : ۱۹۰ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه, اجتماعی، طنز

تصویر رمان حجاب من

قسمتی از رمان حـجاب مـن
وقتی به صورتم خیره شدم چشمای قهوه ایم پف کرده بودن یه مشت آب سرد به صورتم زدم تا چشمام بهتر بشه وضو گرفتم اومدم سجادمو باز کردم از عمق وجودم نماز خوندم بعد نشستم دستامو بردم سمت خدا یه صلوات فرستادم تا حرفام به سمت آسمون برن و شروع کردم به راز و نیاز با معبودم استغفار کردم بابت همه ی گناهام از خدا خواستم کمکم کنه و مهر خودشو اهل بیتشو بیشتر و بیشتر به دلم بندازه، این کار هر روزم بود. سر همه ی  نمازام اینو از خدا میخواستم چون دلم میخواست مهرشون تو دلم صدها برابر بشه وقتی از سجاده بلند شدم صورتم کاملا خیسه اشک بود به ساعت نگاه کردم ۶ شده بود کارامو کردم که برم مدرسه آماده شدم طبق معمول دیر کرده بودم ساعت یه ربع به ۸ بود زنگ زدم به آژانس و رفتم مدرسه…

(بیشتر…)



دانلود رمان شرط میبندی | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان شرط میبندی : مهتاب ام تی
تعداد صفحات رمان : ۱۰۵ صفحه
ژانر رمان : طنز، کل کلی، عاشقانه

دانلود رمان شرط میبندی

قسمتی از رمان : پریدم تو اتاقم و در کمدمو باز کردم، اوووف حالا چی بپوشم، دست کردم تو کمد و شلوار جین سرمه ایم و با مانتو مشکیم و در آوردمو سریع پوشیدمشون و رفتم جلو آیینه به خودم نگاه کردم: چشم ای طوسی، بینی قلمی، لب های قلوهی… ااای وااای خاک تو سرت نفس دیرت شده اونوقت نشستی اینجا داری خودتو دید میزنی؟؟ سریع مو های بلندمو که تا کمرم می رسید بالای سرم محکم بستم یه مقنعه مشکی هم سرم کردم کیفم و برداشتم و از اتاق زدم بیرون از نرده ها سر خوردم و اومدم پایین سریع وارد پارکینگ شدم، سوار جنسیس قرمزم شدمو حرکت کردم سمت خونه ی باران…



دانلود رمان گریه میکنم برات | PDF, APK, ePub

نویسنده رمان گریه میکنم برات : الهام
تعداد صفحات رمان : ۱۰۴۲ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، کل کلی، طنز

دانلود رمان گریه میکنم برات

خلاصه ای از رمان : سوران پسری خوش استایل و شیطونہ کہ تو خانواده ای در سطح متوسط بزرگ شده و هیچ اعتقادی به عشق و عاشقے نداره، به دنبال یک تماس تلفنی اشتباه با آرام آشنا میشه. آرام دختری زیباست و با اینکه در یک خانواده با سطح بالا بزرگ شده اما کاملا خجالتی، سر به زیر و پاکہ. باید دید چه اتفاقی بین این دو میفته… عشقے کہ دختری را بر مرز جنون میکشاند و اتفاقاتی کہ پسری شوخ طبع را به کوه غرور مبدل میکند…



صفحه 1 از 212