بیا فور رمان , دانلود رمان , رمان جدید , رمان ایرانی , سایت رمان , Bia4Roman

یکشنبه , ۰۴ , تیر , ۱۳۹۶
**فعالیت های این سایت مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید

دانلود رمان مطرود (طرد شده) | PDF, APK, ePub, JAR

رمان مطرود (طرد شده) نویسنده : Curly
تعداد صفحات رمان : ۲۳۱ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، دراماتیک

دانلود رمان مطرود

قسمتی از رمـان مطرود (طرد شده)
حرص خود را روی ورقه ی امتحانی پیش رویش خالی میکند… دلش میخواهد کمی تحقیر هم به امضایش اضافه کند اما چهره ی معصومانه ساینا را به یاد می آورد و از این کارش منصرف میشود… اینان که گناهی ندارن مقصر مادر و پدرانشان هستن که سرشان به شبکه های اجتماعی و هزاران کوفت و زهرمار دیگه گرم است و از فرزندانشان غافل می مانند… بی حوصله خودکار را روی میز پرت میکند و به مبل تکیه میدهد… با خودش غر میزند و میگوید “آخه اینم شد زندگی، از صبح تا شب جون بکن با این همه بچه قد و نیم قد سرو کله بزن آخرشم چندرغاز میذارن کف دستت میگن برو حال کن، آخه این چندرغاز حقوق چه دردی از ما دوا میکنه؟؟!” دست به لیوان آب خنک میبرد و کمی می نوشد…

(بیشتر…)



دانلود رمان عشق بی رحمه | PDF, APK, ePub, JAR

رمان عشق بی رحمه نویسنده : فاطمه m.e
تعداد صفحات رمان : ۹۳ صفحه
ژانر رمان : درام، عاشقانه، اجتماعی

دانلود رمان عشق بی رحمه

قسمتی از رمـان عشق بی رحمه
گوشیمو پس از مدت ها روشن کردم… یک پیام، از گذشته های خیلی دور. خیلی دور. حدودا یک سال پیش. پوزخندی زدم. اون پیام از طرفه زندگیم، عمرم، همه چیزم بود… اما بود، الان دیگه باید از زندگیم بیرونش کنم. دستام میلرزید. پیامشو خوندم. هلنا کجایی تو؟؟؟ جلو چشمم رو پرده ای از اشک گرفت. طاقت نداشتم. نمیتونستم. بغض گلوم رو گرفت. نمیتونستم جواب بدم. واقعا سخت بود. سخت بود بر خلاف علاقه ات عمل کنی. گوشیم رو تو دستام فشردم. پلک هام رو فشردم روی هم. اشکام سرازیر شد. اما غصه خوردن دیگه فایده ای نداشت. برای پشیمون شدن خیلی دیر شده بود، خیلی… عصبی شدم. از اینکه نمیتونستم کاری که دوست دارم رو بکنم…

(بیشتر…)



دانلود رمان هراس ابدی | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان هراس ابدی : رقیه اروجی
تعداد صفحات رمان : ۲۱۶ صفحه
ژانر رمان : درام

دانلود رمان هراس ابدی

قسمتی از رمان هـراس ابـدی
احساس عجیبی دارم… احساسی که همیشه بوده است و همیشه هم عجیب بوده است… روی تخت دراز می کشم… به احساسم فکر می کنم. به آنچه که در درونم می گذرد.. آن فکر ها چند وقتی است که مرا آشفته کرده است… نمی دانم دردم چیست… اما انگار باید بروم.. باید از این زندگی که همه چیزش تکمیل است بروم. شوهرم که عاشقش هستم و دخترم که دوستش می دارم… اما تازگی ها احساس می کنم که من دیگر نیستم.. دارم دنبال خودم میگردم. چیزی در درونم مرا وا
می دارد تا این زندگی  را رها کنم… تا خودم هم برای مدتی رها شوم… شاید خسته ام… (بیشتر…)



رمان تراژدی از سایت بیا فور رمان

نویسنده رمان تراژدی : Ghostwriter
ویراستار : ZrYan
تعداد صفحات رمان : ۴۲۵ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، تراژدی، درام، معمایی, جنایی

دانلود رمان تراژدی

قسمتی از رمان : پایان این رمان، یک تراژدی بزرگ است. پایان تلخی که علاوه بر من، زندگی خیلی ها را درگیر خواهد کرد. افرادی که ناخواسته درگیر ماجرا شدند و یا حتی کسانی که محور اصلی ماجرا محسوب می شوند. ماجرایی که با مرگ احتمالی “من” به پایان خواهد رسید…
نگاهم را بالا میاورم، چهره اش به نفرت انگیزی سابق است. “کارلودلوکا” با نگاه تهاجمی پر سابقه اش، پا بر پا انداخته و لیوان محبوبش را میچرخاند. گرد خاکستری رنگی که موهایش را پوشانده، گویای گذر دهه پنجم عمرش است و بینیش گرچه بزرگ است، اما متناسب با چهره اش است… (پیشنهاد میکنم این رمان بسیار جالب و خواندنی را از این سایت دانلود کنید و داستانش را دنبال کنید)



دانلود رمان عطر نفسات | PDF, APK, ePub

نویسنده رمان عطر نفسات : مریم۲۱
تعداد صفحات رمان : ۱۱۲۴ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، طنز، درام

دانلود رمان عطر نفسات

خلاصه ای از رمان : دختر قصه ی ما حساس و لجوجه ولی در عین حال مهربون و خوش قلب! ولی “هورش” پسر قصه مون یه پسر تنها… اما در عین حال محکم و جسور!! آشنایی و اتفاق هایی جالب و هیجان انگیزی بین این دو در دانشگاه میفته که آخرش ختم میشه به سر آغاز یک عشق…!! یک عشق پاک و احساسی ناب… یه دختر از جنس احساس، یه پسر از جنس غرور… ولی عشقشون پر از دردسر و ماجراست…



رمان ازدواج به سبک یهویی

دانلود رمان ازدواج به سبک یهویی PDF, APK, ePub

ژانر رمان ازدواج به سبک یهویی : عاشقانه، طنز، درام

خلاصه ای از رمان ازدواج به سبک یهویی : رمان در مورد دختری هستش که به خاطر  ناخواسته ی پدر و مادرش تاوان سختی رو پس میده! از این رو مسئول این تاوان و زجر دادن دختر، کسیه که علاقه ی زیادی به انتقام گرفتن و کینه توزی نداره اما نمی فهمم! مگه من از خدا به خاطر اینکه منو از مشکلات زندگیم سالم بیرون آورد تشکر نکردم؟ چی شد پس؟ هنوز آب خوش از گلوم پایین نرفته بود که سرنوشت لعنتی دهنمو باز کرد و به زور هر چی زهر بود، تو حلقم ریخت!…