دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۸ , مرداد , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید
انجمن سایت بیافور رمان

رمان شام مهتاب دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان شام مهتاب با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان شام مهتاب از نویسنده : هما پوراصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۶۰۵ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه

کاور رمان شام مهتاب

سالها پیش، وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت.
شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق آتشین در گذشته باعث یک عشق آتشین دیگر در آینده شود، اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد.
باید تقاص پس بدهیم، هم من هم تو، تقاص گناهی که نکردیم…
قسمتی از متن رمان شام مهتاب
با سرو صدایی که از بیرون میومد به زور چشمامو باز کردم.
آفتاب از پنجره های بلند و سلطنتی اتاقم روی فرشای ابریشمی پهن شده بود.
از تختخواب بزرگ یکنفر و نیمه ام، پایین اومدم…

(بیشتر…)



دانلود رمان اون روی زندگی | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان اون روی زندگی : ملیحه کرمی
تعداد صفحات رمان : ۳۲۱ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

دانلود رمان اون روی زندگی

قسمتی از رمان : تو خونمون ما همیشه یه سگ داشتیم که خواهرم ناتاشا عاشقش بود. بغلش می کرد، بوسش می کرد و براش می رقصید که منم طبق معمول چندشم می شد. یه دور کامل رو که توی حیاط قدیمی خونه که پر از درخت آلوچه و انبه بود زدیم، مایا (سگ ناتاشا) جلو پام پرید. سرعت دویدنم زیاد بود و مدام داشتم به پشتم نگاه می کردم و برای همین ندیدمش که ناگهان پام گیر کرد بهش و تعادلم رو از دست دادم و با کله تو حوض افتادم. هوا حسابی سرد بود و وقتی افتادم توش از سردیش نفسم بند اومد. سریع خودم رو از زیر آب به سطح آب رسوندم و نفس کشیدم. مامان که این صحنه رو دید جارو رو یه راست تو فرق سر سگ بیچاره کوبوند… گفت: آیهان عزیزم خوبی؟ به سمت لبه حوض حرکت کردم و دو دستم رو روش گذاشتم و خودم رو بالا کشیدم. سرم رو تکون دادم و گفتم… (این رمان درباره ناتاشا و ایهان *خواهر و برادر* که همه جور اتفاق براشون می افته…)



دانلود رمان تیری در مسیر | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان تیری در مسیر : سعیده نعیمی
تعداد صفحات رمان : ۵۰۸ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، پلیسی

دانلود رمان تیری در مسیر

قسمتی از رمان : خشاب را پر از گلوله های طلایی رنگ میکند؛ یک، دو، سه، چهار… ده گلوله دریک جا. از عدد ده بیزار است، یکی را خارج میکند .نه،عدد بهتری است. خشاب راجا می اندازد، دست میکشد بر روی این محبوب دوست داشتنی. چشمهایش را میبندد و تک تک اجزایش را لمس میکند روی ماشه متوقف میشود؛ فکر میکند. تنها کلمه ای که میتوان برای توصیفش بر زبان راند، زیباست! لب میزند: زیبا! اما این ظاهر فریبنده خواهد کشت. مثل یک عشق ممنوع؛ تیری که با لغزش انگشتی شتاب میگیرد، از مسیر تفنگ میگذرد و تنی را فرو میپاشد و قلبی را منهدم. عشقو اسلحه هردو همانند هم هستند؛ آدم کش. تنها یک حرکت و. شلیک!!!



دانلود رمان خشت و آینه | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان خشت و آینه : بهاره حسنی
تعداد صفحات رمان : ۵۱۳ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

دانلود رمان خشت و آینه

قسمتی از رمان : دکتر فخرالدینی، دکتری که همه چیزش رو از ابتدا صرف خدمت به جامعه کرده، به دلیل شغلش اکثر عمرش رو با نوجوانان و کودکان بسیار در ارتباط بوده، اما با همه این تعریف ها که ازش کردیم در شناخت دخترش یگانه ناموفق بوده، زمان به سرعت می گذرد و یگانه هم روز به روز بزرگتر میشه و…
حرف گوش کردن از نظر شما چیه؟ پزشکی خوندن؟ من از خون متنفرم. خون که می بینم سکته می کنم. چرا نمی خوای این رو بفهمی مامان؟ من عاشق کیک بوکس هستم. چرا نباید به عشقم برسم؟ چرا باید وقتی که همه دوستام می خوان برن تولد
من فقط چون شما گفتی که نمی تونم، نباید برم و فردا تو مدرسه همه مسخره ام کنن که بچه ننه هستم. چرا باید وقتی که دوست دارم با دوستام به کافی شاپ برم باید راس ساعت هفت شب خونه باشم. اون وقت دوستام تا یازده بیرون هستن… حرفم را قطع کرد و…