بیا4رمان | سایت دانلود رمان دانلود کتاب و داستان


نوروز 96

داستان ناخودآگاه یک عاشق

داستان ناخودآگاه یک عاشق!

ژانر داستان ناخودآگاه یک عاشق : عاشقانه، اجتماعی

باورم نمیشه! تو… تو سعید! آخه یعنی چی؟ تو که همیشه میگفتی مواظب باشیم که زنده گیر نیفتیم. الان خودت منو زنده تحویل دادی؟!
ببین عزیزم… خفه شو سعید. خفه شو نمیخوام هیچی بشنوم! تو به من که هیچی، به جنبش هم داری خیانت می کنی. ببین عزیزم… میگم خفه شو عوضی. نمیخوام هیچی بشنوم. ببین من هنوز عاشقتم. میخوام از اون بندهای لعنتی راحت بشیم و آزادانه با هم زندگی کنیم. زود باش. دیگه چیزی نمونده. از این کوه که بریم بالا دیگه راحت شدیم.
کسی جرات نزدیک شدن به پشت کوه را نداره. میدونم عزیزم. میدونم. اما من دیگه بریدم.
نمیتونم بیشتر از این بالا بیام. خسته شدم دیگه.  اسلحه تو بده به من. اینجوری راحت میتونی بیای بالا.  نه نه. مگه دیونه شدی تو! اگر گیر افتادم چی؟! این اسلحه تنها راه نجات منه… (بیشتر…)

7+