دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

یکشنبه , ۲۹ , مرداد , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید
انجمن سایت بیافور رمان

توجه: انجمن سایت بیافور رمان فعالیت خود را آغاز کرد

انجمن سایت بیافور رمان شامل یازده تالار مختلف جهت فعالیت شما کاربران عزیز
معرفی انجمن و تالارهای گفتمان سایت بیافور رمان

انجمن سایت بیافور رمان

معرفی انجمن و راهنمایی کاربران جهت فعالیت در انجمن
پس از گذشت ۶ ماه از تولد سایت بیافور رمان و درخواست مکرر کاربران گرامی جهت ایجاد انجمن، تصمیم گرفتیم انجمن سایت را راه اندازی کنیم تا کاربران سایت فعالیت های خود را در زمینه فرهنگ و ادبیات آغاز نمایند.
اکثر شما عزیزان در انجمن های مختلف فعالیت کرده اید روند فعالیت در انجمن بیافور رمان مانند انجمن های دیگر می باشد.
انجمن بیافور رمان تشکیل شده از یازده تالار با موضوع های مختلف برای فعالیت کاربران عزیز…
برای مثال: تالار تایپ رمان، تالار ارسال رمان، آموزش رمان نویسی، نقد و بررسی رمان، چت و گفتگو و … (تعداد تالارها بیشتر خواهد شد)

(بیشتر…)

رمان از گروگان گیری تا عشق دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان از گروگان گیری تا عشق با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان از گروگان گیری تا عشق از نویسنده : فاطمه تاجیک
تعداد صفحات رمان : ۶۸۹ صفحه
موضوع رمان : طنز ، عاشقانه ، هیجانی

کاور رمان از گروگان گیری تا عشق

قسمتی از رمان از گروگان گیری تا عشق
این رمان درباره زندگی دختر شاد و شنگولی هستش که تو یه خونواده ی سه نفری زندگی میکنه فرزند اول و آخر خانوادشه و دختر یکی یدونه ی مامان باباش. در این رمان بنا به دلایلی که بعدا خودتون می فهمید از یه نفری متنفر میشه و عاشق یه نفر دیگه میشه ولی از هیچ کدوم هیچ خیری نمیبینه و میفهمه عاشق کسی هستش که…

اسم این دختر شیطون قصه رهاست، که تو هر شرایطی شاد و خنده از صورتش محو نمیشه اگر چه توی دلش غم هایی هم هست ولی اون خیلی تو دار و همه ی مشکلاتو و ناراحتی ها رو تو خودش میریزه…

(بیشتر…)

رمان مهمان زندگی دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان مهمان زندگی با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان مهمان زندگی از نویسنده : فرشته ملک زاده
تعداد صفحات رمان : ۱۲۱۶ صفحه
موضوع رمان : طنز ، عاشقانه ، هم خونه ای

کاور رمان مهمان زندگی

قسمتی از رمان مهمان زندگی
از دفتر آموزش که بیرون آمد نازنین را منتظر خودش دید لبخندی زد و‬ به سویش قدم برداشت و با سرخوشی و ذوق گفت:‬
‫-دیدی تونستم کلاس هام رو با هم هماهنگ کنم؟!‬
‫نازنین با لبخند گفت:‬ پس بالاخره کار خودت رو کردی و سازه های فولادی رو با دکتر آرمین مشایخ‬ گرفتی؟‬
‫هر دو به سمت درب خروجی به راه افتادند، رو به نازنین گفت:‬
‫-خودت میدونی که دیگه دلم نمیخواد سر کلاس ارجمند برم، میبینی که‬ مجبور بودم کلاسم رو با دکتر مشایخ بگیرم، با اینکه دلم میخواست تو هم‬ همین کارو میکردی، ولی خوب مجبورت نمیکنم‬…

-ببین سایه! بیا تا دیر نشده تو هم برو کلاست رو با استاد ارجمند بگیر،‬ کلاس اون خیلی بهتر از تحمل کلاس های وحشتناک مشایخه.
دکتر مشایخ‬ خیلی سخت گیر و یکدنده است میترسم نتونی با اون نمره بیاری و اونوقت یه‬ ترم عقب بیفتی!

(بیشتر…)

رمان مثبت پنج دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان مثبت پنج با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان مثبت پنج از نویسنده : کمند بیات
ویراستار : Sevda Farahmand
تعداد صفحات رمان : ۱۱۱ صفحه
موضوع رمان : طنز ، عاشقانه

کاور رمان مثبت پنج

قسمتی از رمان مثبت پنج
وقتی دنیا از حرکت می ایستد… وقتی ما دور هم جمع می شویم… وقتی ما با هم حرکت می کنیم… وقتی مثل کوه پشت هم ایستادیم… وقتی که زمان به احترام ما می ایستد… و وقتی ما با هم می شویم… مثبت پنج.
-مهرنوش چی شد پس؟
-اه کمند چقدر فک می زنی.
-آخه همه منتظرن خب.
پریسا: بچه ها به نظرم این یکی یکم زیاده رویست ها.
میترا: تو نظر نده حالا.
-پس چی شد؟
این دفعه کفر همه رو در آوردم. همه با هم اسمم رو صدا زدن.
میترا: کمند یکم خب؟ یکم صبر داشته باش.
به میترا نگاه کردم، داشت التماسم می کرد…

(بیشتر…)

رمان سیتا دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان سیتا با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان سیتا از نویسنده : سارا اکبری
تعداد صفحات رمان : ۵۶۰ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه

کاور رمان سیتا

قسمتی از رمان سیتا
سرش را بالا کرد و حس درد در تمام مویرگ های سرش سوت کشید.
دستش را به ناحیه ی درد نزدیک کرد و از‬ چهار چوب در بیرون آمد که صدای منقوش منشی به گوش رسید:‬
-سلام آقای بهاروند ببخشید بدموقع مزاحم شدم ولی بالاخره از شرکت پیزا تماس گرفتن…‬
با شنیدن این اسم، سریع خودش را جمع و جور کرد و تا چشم باز کرد، یاد ضربه ی مهلک میله ی بارفیکس رها افتاد‬…
یک پدر صلواتی نثار عکسش کرد و با عجله به سمت میز و تلفن رفت.
منشی هنوز در حال توضیح بود که گوشی را‬ برداشت و در حینی که با انگشتانش ناحیه ی درد قسمت فوقانی سرش را ماساژ می داد گفت‬:

-از قسمت جزء تماس گرفتن یا ریاست؟‬
-نمی دونم اونقد ذوق کردم که یادم رفت بپرسم‬ درد سرش بیشتر شد و طولی نکشید که این درد شد داد بلند روی سر منشی!‬
-خوب بی عرضه پس به یارو چی گفتی پشت خط؟‬
-خو، خو… خوب آخه…
ببخشید به خدا به جون خودم ذوق کردم بعد این همه مدت انتظار، تماس برقرار شده همه‬ چی از ذهنم پرید…‬
چشمانش را بست و خاک بر سری نثارش کرد و گوشی را کوباند…‬

(بیشتر…)

صفحه 3 از 4812345بعدی102030بعدیصفحه آخر