بیا4رمان | سایت دانلود رمان دانلود کتاب و داستان


نوروز 96

دانلود رمان طالع ماه | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان طالع ماه : مهرسا
تعداد صفحات رمان : ۵۹۰ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه

دانلود رمان طالع ماه

قسمتی از رمان : ظرف سالادو وسط میز گذاشتم. نگاه آخرو به میز شامم انداختم. همه چی تکمیل بود. برای بار صدم نگاهم روی ساعت دیواری آشپزخونه افتاد. پس چرا نمی اومد؟؟! دلم به شور افتاده بود. به سمت تلفن رفتم، شمارشو گرفتم، برای بار پنجم!! (دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد…) منتظر بقیه اش نشدم، کلافه تلفن رو قطع کردم، صدای آریا افکار بدو از سرم بیرون کرد…
-مــامــان گشنمه… نگاهی به صورت معصوم پسرک ۶ سالم انداختم. سعی کردم بر خلاف نگرانیم به صورتش لبخند بزنم. گفتم: میزو چیدم عزیزم الان برات غذامیکشم. به سمت آشپزخونه رفتم و آریا هم دنبالم میامد که…

8+

دانلود رمان کمد شماره ۱۳ | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان کمد شماره ۱۳ : آرال استاین
مترجم رمان : غلامحسین اعرابی
تعداد صفحات رمان : ۱۵۰ صفحه
ژانر رمان : ترسناک

دانلود رمان کمد شماره 13

قسمتی از رمان : کی بود با من حرف زد؟!! راهرو پر از بچه های هیجان زده در مورد اولین روز مدرسه بود. من نیز هیجان زده بودم. اولین روز من در کلاس هفتم بود. اولین روزم در مدرسه شاونی ولی. خودمم می دانستم که این یک سال بسیار سخت و طولانی خواهد بود. البته ریسک نکردم. پیراهن شانسم را پوشیدم. یک تی شرت سبز رنگ و رو رفته است که باید یواش یواش دور انداخته شود و جیب آن هم کمی پاره شده است. اما مگر می شود سال جدید را بدون پیراهن شانسم شروع کنم!؟…

7+

دانلود رمان شاه شطرنج | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان شاه شطرنج : PEGAH
تعداد صفحات رمان : ۵۶۰ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

دانلود رمان شاه شطرنج

قسمتی از رمان : به صفحه شطرنج مقابلم خیره می شوم. سیاه این ور، سفید آن ور، انگشتم را روی سر وزیر می گذارم و لمسش می کنم. شطرنج یه بازی دو نفره ست که هر بازیکن، یه گروه مهره به رنگ سفید یا سیاه داره. سربازها را میچینم. در ابتدا که مهره ها چیده شدن، بازیکن سفید حرکت اول رو انجام میده و بعد بازیکن سیاه و به این ترتیب بازی رو ادامه می دن. چشمکی به شاه سفید میزنم.- مـــات؛ وقتیه که شاه کیش میشه و راه فرار نداره!!…

3+

دانلود رمان آسمان آذر | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان آسمان آذر : Zed.a
تعداد صفحات رمان : ۷۴۳ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

دانلود رمان آسمان آذر

قسمتی از رمان : هر روز هر شب، کنج تاریک اتاقش تو طبقه ی ششم آپارتمان دورترین مجتمع این شهر، میریزه خاطرات تلخشو از پنجره بیرون اما، دیوارا پرده ی سینما هستن واسه رسواترین عاشق در…
روزگارش شده حسرت و درد پر شده وجودش با این افکار زرد… قصه های همیشه تکرار، دردایی که نمیشن انکار, تختی که شده جای بازی واسه کابوسای شبونه انگار، آسمون خاکستری پشت شیشه، که دیگه هیچوقت عوض نمیشه، گیر کرده تو ماه آذر و میخواد ابری بمونه واسه همیشه. روزگارش شده حسرت و درد، پر شده وجودش با این افکار زرد…

5+

دانلود رمان پلیس های شیطون و مغرور | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان پلیس های شیطون و مغرور : صبا بایرامی
تعداد صفحات رمان : ۱۳۹ صفحه
ژانر رمان : کل کلی، عاشقانه، پلیسی، طنز

دانلود رمان پلیس های شیطون و مغرور

قسمتی از رمان : اوف خدا حوصلم سر رفت اه دیگه چقدر اصرار کنم وقتی میگه نه یعنی نه، باباس دیگه همینم که کوتاه اومد و رفتم دانشگاه افسری خیلیه خوب مگه چیه از رو علاقس دیگه چرا جلو پیشرفت آدمو میگیرن آخه، کتابو بستم و رفتم تو آشپزخونه پیش مامان رو صندلی نشسته بود داشت پیاز پوست میکند اشکشم راه افتاده بود… بلند صدا زدم مــامــاااااان
-یـامــاااان، صد دفعه نگفتم درست صدام کن، ببخشید مامان جان، بنال…
-ع مامان من عاشق این مورد لطف شما قرار گرفتنام، خوب زرتو بزن کار دارم…

7+

دانلود رمان شبیه یک مرداب | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان شبیه یک مرداب : ساحل زندی
تعداد صفحات رمان : ۹۸۵ صفحه
ژانر رمان : هیجانی، عاشقانه، رازآلود

دانلود رمان شبیه یک مرداب

قسمتی از رمان : وقتی که یه دختر نوجوون بودم، فانتزی های مخصوص به خودم رو داشتم، که یه روزی یه مردی با قدی بلند و چهره ای جذاب و پولی که از پارو بالا میره، با یه قلب عاشق سر راه من سبز میشه اما همونطور که باید برای بهترین ها امیدوار بود و برای بدترین ها آماده، با پیدا شدن سرو کله یه عده خلافکار که از ظاهرشون هم میشد فهمید خلافکارن، توی محله ی کوچک ما پیدا شد و دست بر قضا همسایه رو به رویی واحد ما شدن. اینکه سر دستشون همونقدر خوشتیپ و جذاب بود که من تو فانتزی هام می پروروندم اصلا باعث نمیشد که…

5+

دانلود رمان این آخر راه است | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان این آخر راه است : Matina
تعداد صفحات رمان : ۷۹ صفحه
ژانر رمان : ترسناک، جنایی، هیجانی

دانلود رمان این آخر راه است

قسمتی از رمان : خسته و درمانده سعی در برقراری ارتباط با مرکز عملیات میکرد… مرکز عملیات؟؟ مرکز عملیات جواب بده؟؟
اما مانند دفعات پیش هیچ جوابی دریافت نکرد. ارتباط رو قطع کرده بودند. هدست رو از گوشش درآورد و محکم به زمین کوبید و با صدای بلند فریاد زد… لــعــنــتــی…
با خود اندیشید. باید کاری می کرد. اسلحه ش رو برداشت و شروع کرد به دویدن به سمت ویلایی که در حال سوختن بود. حرفهای قاتل مدام تو گوشش بود و عذابش می داد. نامزدش در آن ویلای آتش گرفته گیر افتاده بود و او نمی دانست نامزدش زنده است یا مرده؟؟؟…

4+

دانلود رمان دروغ شیرین | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان دروغ شیرین : Sparrow و Saghar
تعداد صفحات رمان : ۷۰۲ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه

دانلود رمان دروغ شیرین

قسمتی از رمان : ماشینو پارک کردم. دوست ندارم پیاده شم. فضای تاریک و سکوت پارکینگ بهم آرامش میده. چه روز مزخرفی بود دیگه حوصله ی خودمم ندارم.
بلاخره از ماشین دل کندم و پیاده شدم، آهنگ شاد توی آسانسور روی مخمه… چشمامو بستم و سرمو به دیوار اتاقک آسانسور تکیه دادم. آه… چقدر سرم درد میکنه. با ایستادن آسانسور ازش بیرون اومدم و کلیدو تو قفل در چرخوندم.
-اومدی مادر؟؟
صدای مادرمه که بعد چند ثانیه جلوم ظاهر شد. با همه ی تلاشش بازم می تونستم نگرانی رو توی چهره ش ببینم…

6+

دانلود رمان زندگی خصوصی | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان زندگی خصوصی : منا معیری
تعداد صفحات رمان : ۱۱۴۴ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

دانلود رمان زندگی خصوصی

قسمتی از رمان : گره ی کراواتش شل شده بود، دکمه های اول پیراهنش رو باز کرد و انگشتانش را از بازی یقه داخل فرستاد و چنگی به عضلات گرفته ی گردنش زد. آرش پا روی پا انداخته بود و براندازش می کرد. گوشه ی ابرویش بالا رفت: چته زل زدی به من؟؟!!
-به هرکی رو زده بودم نه نمی گفت.
تکیه داد به کاناپه و گوشیه موبایلش رو لمس کرد: جایی کار دارم… نمیتونم بیام. -کجا؟!
نیم نگاهی به ساعت انداخت. دو ساعت زمان داشت تا به قرارش برسد قبل آن هم باید تا خانه می رفت…

7+

دانلود رمان صدای بارون، عطر نفسهات | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان صدای بارون، عطر نفسهات : هاوین امیریان
تعداد صفحات رمان : ۷۴۲ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه
جلد دوم از رمان برای من بخون برای من بمون

دانلود رمان صدای بارون، عطر نفسهات

قسمتی از رمان : به نام پروردگار بلند مرتبه ام… قسم به سپیده ی صبح و قسم به شب هنگامی که برآید… که پروردگارت هرگز تو را رها نکرده و بر تو خشم نمیگیرد… و هر کس حریم الهی را رعایت کند خداوند از بن بست رهایش میکند… و به او روزی می رساند از جایی که گمان نمی برد… پس، به زودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد، که راضی شوی…

4+
صفحه 2 از 12123456بعدی10بعدیصفحه آخر