دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

دوشنبه , ۳۰ , مرداد , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید
انجمن سایت بیافور رمان

رمان جرأت یا حقیقت دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان جرأت یا حقیقت با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان جرأت یا حقیقت از نویسنده : Nafas Me
تعداد صفحات رمان : ۴۶۵ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، طنز

جلد رمان جرأت یا حقیقت

داستان این رمان درباره دختریه به نام الناز از خانواده ای معمولی با دغدغه های یک زندگیه عادی… الناز یک دختر شیطونه و سر یک دنده بودن، در یک بازیه کودکانه راهی رو انتخاب میکنه که توش علامت سوال زیاد هست…
قسمتی از متن رمان جرأت یا حقیقت
‫اه لعنتی، تموم شدنی هم نیست. من نمی دونم چرا هر شب عمه، عمو و‬ بچه هاشون باید خونه ی ما چترشون رو باز کنن؟ مگه من و مامانم چقدر‬ توان داریم، هی بشور و بساب و غذای آن چنانی بپز!‬ «الی با ادب باش! بابا فامیلن ها!‬ تو یکی دیگه خفه وجدان عزیز!»‬
‫انگار اونه داره این کوه ظرفو می شوره…

(بیشتر…)



رمان چرخ گردون دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان چرخ گردون با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان چرخ گردون از نویسنده : helga1980
تعداد صفحات رمان : ۳۳۲ صفحه
موضوع رمان : طنز ، عاشقانه

کاور رمان چرخ گردون

داستان رمان درباره دختریه به نام پرنیان که میاد تهران، جشن عقدش رو بهم می زنه و سر سفره عقد جلوی همه مهمون ها می گه نــه، طرد می شه، همه ترکش می کنن ولی به هیچ وجه کوتاه نمیاد و…
قسمتی از متن رمان چرخ گردون
پرنیان: الو! الو!
…: بفرمایین؟
پرنیان: منزل اسحاقی؟
…: بله. بفرمایین!
پرنیان: با حاج خانوم کار داشتم…
پرنیان: خانم چرا گریه می کنین؟ این صدای قرآن چیه؟
پرنیان: تو رو خدا جواب بدین. حاج خانوم کجان؟
…: به رحمت خدا رفتند، سه روز پیش…
پرنیان: نه، نه، تو رو خدا شوووخی نکنین، چطور ممکنه آخه، من خودم چند شب پیش باهاشون حرف زدم، خوب بودن…
…: دیگه نیستند، دیگه خوب نیستند…

(بیشتر…)



رمان افسونگر دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان افسونگر با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان افسونگر از نویسنده : هما پوراصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۲۵۹ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، هیجانی ، کل کلی

کاور رمان افسونگر

داستان رمان درباره دختری به نام افسون است که برادری بد ذات دارد. اون خیلی افسون رو اذیت و آزار میکنه، ولی افسون یک روز با پسری به نام دنیل آشنا میشه و پس از گذشت زمان این دو عاشق هم میشن، ولی به خاطر برادر افسون رابطه شون رو علنی نمیکنن، افسون میره با دنیل زندگی میکنه تا اینکه…
قسمتی از متن رمان افسونگر
آب دهانمو تندتند قورت می دادم تا بلکه این بغض لعنتی دست از سر گلوی بیچاره ام‬ برداره. همینطور هرصبح تا شب و هرشب تا صبح‬ توی گلوی من جا خوش کرده! می دونه من سرتق تر از این حرفام که بذارم بکشنه ولی بازم از رو نمیره!

(بیشتر…)



رمان شام مهتاب دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان شام مهتاب با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان شام مهتاب از نویسنده : هما پوراصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۶۰۵ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه

کاور رمان شام مهتاب

سالها پیش، وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت.
شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق آتشین در گذشته باعث یک عشق آتشین دیگر در آینده شود، اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد.
باید تقاص پس بدهیم، هم من هم تو، تقاص گناهی که نکردیم…
قسمتی از متن رمان شام مهتاب
با سرو صدایی که از بیرون میومد به زور چشمامو باز کردم.
آفتاب از پنجره های بلند و سلطنتی اتاقم روی فرشای ابریشمی پهن شده بود.
از تختخواب بزرگ یکنفر و نیمه ام، پایین اومدم…

(بیشتر…)



رمان عشق ارباب دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان عشق ارباب با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان عشق ارباب از نویسنده : دریا…
تعداد صفحات رمان : ۶۰۲ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه، کل کلی، طنز

√ همراه با مطالعه آنلاین و آفلاین رمان عشق ارباب √

کاور رمان عشق ارباب

داستان رمان درباره دختری به نام ستاره است که در پی مرگ ناگهانی خواهر دوقلویش مهتاب و به وصیت او، قبول می کند که نقش او را در خانه اش و در کنار شوهر خواهرخشک و مرموزش بازی کند حالا با حضور او آرامش به خانواده برگشته ولی شعله های انتقام در کنار عشقی تازه ستاره را وادار می کند که از او و…
قسمتی از متن رمان عشق ارباب
دستان ظریف و لطیفش از بین دستهایم شل شد و از روی تخت آویزان شد… نگاهم‬ را به حلقه ای که کف دستم گذاشته بود دوختم و همان طور از کنار تختش بلند‬ شدم…

(بیشتر…)



صفحه 1 از 4212345بعدی102030بعدیصفحه آخر