بیا4رمان | سایت دانلود رمان دانلود کتاب و داستان


نوروز 96

دانلود رمان دختر شمالی | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان دختر شمالی : فاطمه ایمانی
تعداد صفحات رمان : ۴۹۱ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه

دانلود رمان دختر شمالی

قسمتی از رمان : این رمان درمورد دختریست به نام لاله، لاله دختریست که در یکی از روستاهای گیلان با پدربزرگش زندگی میکنه. لاله منتظر نتیجه کنکور ارشدش هست، که در همین حین با خاستگاری یکی از فامیلاشون به نام نوید روبرو میشه… اگه نوید و لاله با هم ازدواج کنن مسیر زندگی هر دوتاشون تغییر میکنه…
با خجالت سربزیر انداختم. میدانستم تاثیر حرف های آقاجان هست که آنها نیز مرا اینگونه صدا میزنند. با اینکه بارها گفته بودم من روانشناسی خوانده ام. اما آقا جان زیر بار نمیرفت. میگفت (مگه فقط اونی که جسممون رو درمان میکنه دکتره؟ تو کارت درمان روح و روان هست پس تو هم دکتری)… (پیشنهاد میکنم این رمان بسیار جالب و خواندنی را از این سایت دانلود کنید و داستانش را دنبال کنید)

3+

دانلود رمان روز نود و سوم | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان روز نود و سوم : نیلوفر قائمی فر
تعداد صفحات رمان : ۵۶۶ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

دانلود رمان روز نود و سوم

قسمتی از رمان : رمان درباره امیرمحمد ۲۹ سالست که به دلیل ناتوانی جنسی در ازدواج زندگیشون منجر به طلاق شده… امیرمحمد بعد از جدایی به فکر درمان کردن خودش می افنه، دوره ی درمانش که به پایان میرسه پزشکش بهش میگه اول یه زن رو صیغه موقت کنه تا از درمانش مطمین شه… اگه امیر محمد خوب شه کیو انتخاب میکنه؟؟ هیفا رو یا …
اَبتاه داد زد و گفت: اگر عشقت از من و مادرت بالاتره، پس برو بشین پیش همون عشقت که هم بشه پدرت و هم بشه مادرت هم شوهرت و هم کَس و کارت… (پیشنهاد میکنم این رمان بسیار جالب و خواندنی را از این سایت دانلود کنید و داستانش را دنبال کنید)

5+

دانلود رمان دیده ی دل | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان دیده ی دل : سمیرا
ویراستار : shaparak20
تعداد صفحات رمان : ۲۴۶ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، تخیلی

دانلود رمان دیده ی دل

قسمتی از رمان : هوتن بعد ۲۰ سال ناگهان عمه اش رو پیدا میکنه در حالی که عمه اش شدیدا درگیره بیماریه! و دخترعمه اش که تنهاس و حاضر نیست از هوتن کمک بگیرد…
سلام خانم… لبخندی بهم زد و گفت: خوبید؟ اتفاقی افتاده اینجا وایستادید؟؟ بهترین فرصت بود، تا اطلاعاتی راجع به این اتفاق ازش بگیرم. نخیر، به خاطر سر و صدایی که توی راهرو بود بیرون اومدم… آهان بله متاسفانه وضع یکم متشنج شد. چرا؟ موضوع چی بود؟ با نگاهی نافذ بهش چشم دوختم. همراه یکی از بیماران دکتر بود، پول عمل جراحیشون زیاد میشه. سراغ دکتر اومده بود بلکه تخفیف بگیره ولی شما که می دونید… متاسفانه نشد کاری از پیش ببره… (پیشنهاد میکنم این رمان بسیار جالب و خواندنی را از این سایت دانلود کنید و داستانش را دنبال کنید)

6+

دانلود رمان تراژدی | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان تراژدی : Ghostwriter
ویراستار : ZrYan
تعداد صفحات رمان : ۴۲۵ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، تراژدی، درام، معمایی, جنایی

دانلود رمان تراژدی

قسمتی از رمان : پایان این رمان، یک تراژدی بزرگ است. پایان تلخی که علاوه بر من، زندگی خیلی ها را درگیر خواهد کرد. افرادی که ناخواسته درگیر ماجرا شدند و یا حتی کسانی که محور اصلی ماجرا محسوب می شوند. ماجرایی که با مرگ احتمالی “من” به پایان خواهد رسید…
نگاهم را بالا میاورم، چهره اش به نفرت انگیزی سابق است. “کارلودلوکا” با نگاه تهاجمی پر سابقه اش، پا بر پا انداخته و لیوان محبوبش را میچرخاند. گرد خاکستری رنگی که موهایش را پوشانده، گویای گذر دهه پنجم عمرش است و بینیش گرچه بزرگ است، اما متناسب با چهره اش است… (پیشنهاد میکنم این رمان بسیار جالب و خواندنی را از این سایت دانلود کنید و داستانش را دنبال کنید)

3+

دانلود رمان سیاه بازی | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان سیاه بازی : مدیا خجسته
تعداد صفحات رمان : ۱۱۲۷ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

دانلود رمان سیاه بازی

قسمتی از رمان : دیشب اومدم دم خونتون نبودی… راستشو بگو کجا بودی؟؟ به خدا رفته بودم…
رفته بوده دنبال داش سیای ما ببینه باز کجا گوسفند میچرونه؟! سرش را به سختی از زیر اتومبیل بیرون کشید و نگاهش به کفش های کهنه ی اسی افتاد. چپ چپ نگاهش کرد! نه خیر رفته بودم دنبال بزمچه های محل… سلامت کو؟ سلامتو خوردی؟ اسی جلوتر اومد و نیشش رو تا بناگوش باز کرد…
در کل ای رمان در مورد دو مرد که یکی خوبه یکی بد یکیشون نامرد یکیشون مرد…

4+

دانلود رمان دختران بی باک | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان دختران بی باک : فاطمه کرملاچعب
تعداد صفحات رمان : ۶۲ صفحه
ژانر رمان : ترسناک، کل کلی

دانلود رمان دختران بی باک

قسمتی از رمان : این رمان ترسناک درباره دختران جوانیست که علاقه فراوانی به احضار جن و روح دارن…
رزا من میگم خری تو میگی نه… رزا در جواب: خــــر عمته من چه میدونستم همچین میکنه… آخه من به تو چی بگم هــــاااااا؟؟ تو خودت میدونی چقدر منتظر این کتاب بودیم… رزا گفت: اه بس کن من چه میدونستم اگه بهش بگم برا احضار میخوام پرتم میکنه بیرون اه اه دختریه نچسب مانتوم خاکی شد چقدر وحشیه… هـــه دختره زهرش ترکید تو میگی وحشیه، حالا کتاب رو چه کار کنیم؟؟ رزا گفت: خودت برو کتاب رو بیار اه هرچی کار سخته میندازه گردن من… یکی از دخترا میره دنبال کتاب امــا…

6+

دانلود رمان از بام تا آسمان | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان از بام تا آسمان : مریم موسیوند
تعداد صفحات رمان : ۸۱۲ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، مذهبی، اجتماعی

دانلود رمان از بام تا آسمان

قسمتی از رمان : باد پیراهن سپید و گشادم را به بازی گرفته. پروانه با بال های سفید جلوتر از من، سرخوش، دارد پرواز میکند. دستم را به طرفش دراز میکنم. نمی شود. دستم بهش نمی رسد. باد می وزد و موهای پریشانم میرقصند. پروانه بال میزند و بالاتر می رود. بالا و بالاتر. نفسم به شماره افتاده. تپه شیب تندی دارد و من خیلی جان ندارم. نگاهم به طرف آسمان آبی کشیده می شود. آسمان می درخشد و هیچ لکی ندارد با خورشیدی تابان در وسطش. با هر جان کندنی هست خودم را به بالای تپه میرسانم. امــا…

4+

دانلود رمان زندگی غیر مشترک | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان زندگی غیر مشترک : دختر خورشید
تعداد صفحات رمان : ۵۱۶ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

دانلود رمان زندگی غیر مشترک

قسمتی از رمان : من و تو اجتماع هم نبودیم… چه رسد به اشتراک! فرد هم نبودیم… چه رسد به زوج! هیچ بودیم… نه جفت! اما… پشت ستون اجبار تو را دیدم در پرتوی نفس بریده ی عادت زیر سایه ی آرزوی تکامل در آغوش بی عشقی در پناه سقفی از جنس مقدس که نمیشد شکست پیوند خوردیم. اشتراک من و تو تنها زندگی است… زندگی!!!
صدای همهمه که جلوی خانه باغ آقابزرگ به گوش می رسید باعث شد گام ها سریعتر به دنبال هم روان شوند. با تعجب نگاهش را میان پرده های سیاهی که روی دیوار آویخته شده بودند می گرداند…

3+

دانلود رمان طالع ماه | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان طالع ماه : مهرسا
تعداد صفحات رمان : ۵۹۰ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه

دانلود رمان طالع ماه

قسمتی از رمان : ظرف سالادو وسط میز گذاشتم. نگاه آخرو به میز شامم انداختم. همه چی تکمیل بود. برای بار صدم نگاهم روی ساعت دیواری آشپزخونه افتاد. پس چرا نمی اومد؟؟! دلم به شور افتاده بود. به سمت تلفن رفتم، شمارشو گرفتم، برای بار پنجم!! (دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد…) منتظر بقیه اش نشدم، کلافه تلفن رو قطع کردم، صدای آریا افکار بدو از سرم بیرون کرد…
-مــامــان گشنمه… نگاهی به صورت معصوم پسرک ۶ سالم انداختم. سعی کردم بر خلاف نگرانیم به صورتش لبخند بزنم. گفتم: میزو چیدم عزیزم الان برات غذامیکشم. به سمت آشپزخونه رفتم و آریا هم دنبالم میامد که…

8+

دانلود رمان کمد شماره ۱۳ | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان کمد شماره ۱۳ : آرال استاین
مترجم رمان : غلامحسین اعرابی
تعداد صفحات رمان : ۱۵۰ صفحه
ژانر رمان : ترسناک

دانلود رمان کمد شماره 13

قسمتی از رمان : کی بود با من حرف زد؟!! راهرو پر از بچه های هیجان زده در مورد اولین روز مدرسه بود. من نیز هیجان زده بودم. اولین روز من در کلاس هفتم بود. اولین روزم در مدرسه شاونی ولی. خودمم می دانستم که این یک سال بسیار سخت و طولانی خواهد بود. البته ریسک نکردم. پیراهن شانسم را پوشیدم. یک تی شرت سبز رنگ و رو رفته است که باید یواش یواش دور انداخته شود و جیب آن هم کمی پاره شده است. اما مگر می شود سال جدید را بدون پیراهن شانسم شروع کنم!؟…

7+
صفحه 1 از 10123456بعدی10بعدیصفحه آخر