دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۸ , مرداد , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید
انجمن سایت بیافور رمان

رمان افسونگر دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان افسونگر با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان افسونگر از نویسنده : هما پوراصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۲۵۹ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، هیجانی ، کل کلی

کاور رمان افسونگر

داستان رمان درباره دختری به نام افسون است که برادری بد ذات دارد. اون خیلی افسون رو اذیت و آزار میکنه، ولی افسون یک روز با پسری به نام دنیل آشنا میشه و پس از گذشت زمان این دو عاشق هم میشن، ولی به خاطر برادر افسون رابطه شون رو علنی نمیکنن، افسون میره با دنیل زندگی میکنه تا اینکه…
قسمتی از متن رمان افسونگر
آب دهانمو تندتند قورت می دادم تا بلکه این بغض لعنتی دست از سر گلوی بیچاره ام‬ برداره. همینطور هرصبح تا شب و هرشب تا صبح‬ توی گلوی من جا خوش کرده! می دونه من سرتق تر از این حرفام که بذارم بکشنه ولی بازم از رو نمیره!

(بیشتر…)



رمان عشق ارباب دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان عشق ارباب با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان عشق ارباب از نویسنده : دریا…
تعداد صفحات رمان : ۶۰۲ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه، کل کلی، طنز

√ همراه با مطالعه آنلاین و آفلاین رمان عشق ارباب √

کاور رمان عشق ارباب

داستان رمان درباره دختری به نام ستاره است که در پی مرگ ناگهانی خواهر دوقلویش مهتاب و به وصیت او، قبول می کند که نقش او را در خانه اش و در کنار شوهر خواهرخشک و مرموزش بازی کند حالا با حضور او آرامش به خانواده برگشته ولی شعله های انتقام در کنار عشقی تازه ستاره را وادار می کند که از او و…
قسمتی از متن رمان عشق ارباب
دستان ظریف و لطیفش از بین دستهایم شل شد و از روی تخت آویزان شد… نگاهم‬ را به حلقه ای که کف دستم گذاشته بود دوختم و همان طور از کنار تختش بلند‬ شدم…

(بیشتر…)



توجه: انجمن سایت بیافور رمان فعالیت خود را آغاز کرد

انجمن سایت بیافور رمان شامل یازده تالار مختلف جهت فعالیت شما کاربران عزیز
معرفی انجمن و تالارهای گفتمان سایت بیافور رمان

انجمن سایت بیافور رمان

معرفی انجمن و راهنمایی کاربران جهت فعالیت در انجمن
پس از گذشت ۶ ماه از تولد سایت بیافور رمان و درخواست مکرر کاربران گرامی جهت ایجاد انجمن، تصمیم گرفتیم انجمن سایت را راه اندازی کنیم تا کاربران سایت فعالیت های خود را در زمینه فرهنگ و ادبیات آغاز نمایند.
اکثر شما عزیزان در انجمن های مختلف فعالیت کرده اید روند فعالیت در انجمن بیافور رمان مانند انجمن های دیگر می باشد.
انجمن بیافور رمان تشکیل شده از یازده تالار با موضوع های مختلف برای فعالیت کاربران عزیز…
برای مثال: تالار تایپ رمان، تالار ارسال رمان، آموزش رمان نویسی، نقد و بررسی رمان، چت و گفتگو و … (تعداد تالارها بیشتر خواهد شد)

(بیشتر…)



رمان در همسایگی یک گودزیلا دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان در همسایگی یک گودزیلا با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان در همسایگی یک گودزیلا از نویسنده : آنیلا
تعداد صفحات رمان : ۵۹۹ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، طنز ، کل کلی

کاور رمان در همسایگی یک گودزیلا

قسمتی از رمان در همسایگی یک گودزیلا
پاشو رها… بلندشو ببینم… چقدر می خوابی دختر؟! پاشو!!… دیر شده!‬
‫این دیگه کیه کله صبحی؟؟؟…‬ انگار فکرم رو بلند گفتم چون یارو با یه صدای مسخره و در حالیکه ادای دخترای لوسو در میاورد گفت:
ارغوان‬ هستم، از آشناییتون خوش بختم و شما؟؟!! (و بعدش دوباره صداش جدی شد) و عصبی گفت:
پاشو ببینم… تو منو‬ نمیشناسی؟!!! جلسه معارفه راه انداخته واسه من… پاشو… دیرشده!‬
‫دهه… یه امروز و میخواستیم کلاسارو بپیچونیم و نریما… این خانوم اومده مارو با خودش ببره… چشمام رو باز کردم و‬ روی تخت نشستم کلافه گفتم:‬
– ارغوان من حوصله دانشگاه ندارم!
– یعنی چی حوصله نداری؟!‬

(بیشتر…)



رمان من ازدواج نمی کنم از سایت بیافورمان

دانلود رمان من ازدواج نمی کنم با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان من ازدواج نمی کنم از نویسنده : ا.ت.س.ت
تعداد صفحات رمان : ۴۶ صفحه
ژانر رمان : کل کلی ، طنز ، هیجانی

عکس رمان من ازدواج نمی کنم

قسمتی از رمـان من ازدواج نمی کنم
میلاد هول هول وارد اتاقش شد و در کمدشو باز کرد و شروع کرد به در آوردن لباساش از توی کمد و همشونو پرت میکرد این طرف و اون طرف تا بالاخره رسید به ساکش!!! درش آورد و خوشحال پرتش کرد روی تخـت و زیپشو باز کرد و شروع کرد به جمع کردن ساکش و زیر لب میخوند: هله دان دان دان، دان دان، دان دان دان، هله یه دانه یه دانه… واسه خودش توی اتاق قر میداد و میرقصید، (میلاد خجالت بکش خیر سرت یه مرد ۳۲ ساله ای) میلاد زیر لب به دلش گفت: خفه شو بابا!!!

(بیشتر…)



صفحه 1 از 512345