دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۸ , مرداد , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید
انجمن سایت بیافور رمان

رمان مهمان ویرانگر دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان مهمان ویرانگر با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان مهمان ویرانگر از نویسنده : fateme.313
تعداد صفحات رمان : ۱۰۱ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه، پلیسی، هم خونه ای

کاور رمان مهمان ویرانگر

قسمتی از رمان مهمان ویرانگر
دختری شاد و شنگول که به دلایلی وارد یک خونه میشه که اون خونه دو تا شاخ شمشاد داره که یکیشون پلیسه و اون یکشون خلافکار و روانی، اتفاقاتی میفته که زندگی دختر شادمون و این دو آقا پسر عوض میشه…
کل وسیله هامو جمع کردم دو تا چمدون گنده کل رژ لبام، لاک، لوازم آرایشی و هر چی که دلت بخواد،‬ یه نگاه کلی به اتاقم انداختم واقعا دلم برای اتاقم تنگ میشه، مانتو قرمز خوشجلمو با شلوار و‬ شال سفید کوتاهم پوشیدم و کفش پاشنه بلندمو که پاهای لاک خوردمو قشنگ نشون میداد‬ پوشیدم ای جون چه خوردنی شدم رژ لب قرمزمم همیشه رو لبامه…

(بیشتر…)



رمان مدلینگ دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان مدلینگ با لینک مستقیم برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ
رمان مدلینگ از نویسنده : پ.زرین
ویراستار : ونوس مرشدلو
تعداد صفحات رمان : ۴۷۵ صفحه
موضوع رمان : اجتماعی، پلیسی، رمزآلود

کاور رمان مدلینگ

قسمتی از رمان مدلینگ
همیشه فکر می کنیم زیبایی زیاد خوبه. باحسرت به کسایی که فکر می کنیم از ما زیباتر هستن نگاه می کنیم. شاید تو دلمونم بگیم: خدایا چی می شد من جای اون بودم. گاهی انقدر ناشکری می کنیم که یادمون میره کی هستیم. هر کسی زیبایی خاص خودش رو داره اما زیبایی ظاهری تنها چیزی هست که می تونه به طور مشخص دیگران رو به خودش جلب کنه، چون مشخصه قابل لمسه. داستان ما هم از همین جا شروع میشه، از همین جایی که فکر می کنیم زیبایی و ظاهر و ذات هر کسی، باهم رابطه مستقیم دارن. چه بسا که گاهی این ها، دو قسمت جدا از هم هستن…

(بیشتر…)



توجه: انجمن سایت بیافور رمان فعالیت خود را آغاز کرد

انجمن سایت بیافور رمان شامل یازده تالار مختلف جهت فعالیت شما کاربران عزیز
معرفی انجمن و تالارهای گفتمان سایت بیافور رمان

انجمن سایت بیافور رمان

معرفی انجمن و راهنمایی کاربران جهت فعالیت در انجمن
پس از گذشت ۶ ماه از تولد سایت بیافور رمان و درخواست مکرر کاربران گرامی جهت ایجاد انجمن، تصمیم گرفتیم انجمن سایت را راه اندازی کنیم تا کاربران سایت فعالیت های خود را در زمینه فرهنگ و ادبیات آغاز نمایند.
اکثر شما عزیزان در انجمن های مختلف فعالیت کرده اید روند فعالیت در انجمن بیافور رمان مانند انجمن های دیگر می باشد.
انجمن بیافور رمان تشکیل شده از یازده تالار با موضوع های مختلف برای فعالیت کاربران عزیز…
برای مثال: تالار تایپ رمان، تالار ارسال رمان، آموزش رمان نویسی، نقد و بررسی رمان، چت و گفتگو و … (تعداد تالارها بیشتر خواهد شد)

(بیشتر…)



رمان عشق وحشی دانلود از سایت بیافورمان

دانلود رمان عشق وحشی با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان عشق وحشی از نویسنده : حلما
تعداد صفحات رمان : ۶۳۱ صفحه
موضوع رمان : پلیسی ، عاشقانه

کاور رمان عشق وحشی

قسمتی از رمان عشق وحشی
از دیشب دارم تو جام خرغلط (خر غلت، خرقلط… اصلا هرچی) میزنم بلکه خوابم ببره.‬ خوابم نبرد که هیچ تازه خوابم هم پرید، بیشتر داشتم روی پرونده جدیدی که بهم ملحق شده فکر میکردم.‬ ای بابا، نه، مثل این که نمیشه، از روی تخت اومدم پایین و یه نگاه به خودم تو آینه انداختم.‬ خوب بزارید خودم رو معرفی کنم، اسم من هوراست، هورا واتسون، دقیقا ۱۲ سالم بود که اومدم پاریس و از اونموقع تا حالا دارم اینجا زندگی میکنم. من اصلیتم ایرانیه ولی به خاطر یه سری مسایل مجبور شدم بیام‬ پاریس و از خانواده اصلی خودم دور بشمو با خانواده واتسون زندگی کنم. خوب اینارو وللش… بذارید از شکل و

(بیشتر…)



رمان رئیس کیه از سایت بیافورمان

دانلود رمان رئیس کیه با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان رئیس کیه از نویسنده : Shahtut
تعداد صفحات رمان : ۳۲۲ صفحه
ژانر رمان : پلیسی ، عاشقانه ، اجتماعی

عکس رمان رئیس کیه

قسمتی از رمـان رئیس کیه
چی شد کار به اینجا کشید؟ این اسلحه!!! دستی که این اسلحه رو به طرفم گرفته کاملا نا آشناست!!! مرگ همین نزدیکی هاست!!! می تونم با تک تک سلول هام حسش کنم. چرا این اتفاق افتاده؟ بعد از پنج سال!!! برای جواب دادن به این سوال باید به خونه اول برگشت جایی که این بازی از اونجا شروع شد…
((پنج سال پیش))
روی مبل نشسته بودم و نگاهمو به تابلو روبرو دوخته بودم. تصویری از پرنده ای که با آرامش در آشیانه اش آرام گرفته بود در منظره ای که طوفان را به تصویر کشیده بود.
با صدای سرباز به خودم اومدم…-جناب سرگرد، تیمسار منتظرتون هستن.

(بیشتر…)



صفحه 1 از 3123