دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۸ , مرداد , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید
انجمن سایت بیافور رمان

رمان من ازدواج نمی کنم از سایت بیافورمان

دانلود رمان من ازدواج نمی کنم با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان من ازدواج نمی کنم از نویسنده : ا.ت.س.ت
تعداد صفحات رمان : ۴۶ صفحه
ژانر رمان : کل کلی ، طنز ، هیجانی

عکس رمان من ازدواج نمی کنم

قسمتی از رمـان من ازدواج نمی کنم
میلاد هول هول وارد اتاقش شد و در کمدشو باز کرد و شروع کرد به در آوردن لباساش از توی کمد و همشونو پرت میکرد این طرف و اون طرف تا بالاخره رسید به ساکش!!! درش آورد و خوشحال پرتش کرد روی تخـت و زیپشو باز کرد و شروع کرد به جمع کردن ساکش و زیر لب میخوند: هله دان دان دان، دان دان، دان دان دان، هله یه دانه یه دانه… واسه خودش توی اتاق قر میداد و میرقصید، (میلاد خجالت بکش خیر سرت یه مرد ۳۲ ساله ای) میلاد زیر لب به دلش گفت: خفه شو بابا!!!

پیشنهاد میشه :  دانلود رمان شروع از پایان | پی دی اف, آیفون, اندروید, جاوا

پالتو بلند مردونشو برداشت و یکی از آستیناشو انداخت روی دوشش و اون یکی آستینشو هم گرفت توی دستش (مثلا فرض کرده پالتوش یه دختر خوشگله و اون داره باهاش تانگو میرقصه!!!) میلاد دوباره زیر لب به دلش گفت: میبندی دهنتو یا ببندمش؟ (هر هر هیچ غلطی نمیتونی کنی!!!) میلاد بیخیال به رقصش با پالتو ادامه داد که یهویی در اتاق باز شد و مامانش وارد اتاق شد و با دیدن میلاد چشماش از تعجب گشاد شد میلاد هم که تازه متوجه مامانش شده بود سریع کتشو برگردوند و شروع کرد روی کتش دست کشیدن و زیر لب میگفت:
نچ نچ چرا اینقدر این کت خاکیه؟؟؟ اصلا نمیفهمم کی اینو من خاکی کردم؟!! ای بابا باید بدم بشورنش!!! (خاک تو سر ضایعت کنن میلاد)
بعد هم خودشو زد به کوچه علی چپ و مثلا تازه مامانشو دیده باشه گفت:
اِ مامان شمایید؟ چقدر بی سر و صدا وارد اتاق شدید…