دانلود رمان, دانلود رمان طنز, دانلود رمان کل کلی, دانلود رمان ایرانی, دانلود رمان عاشقانه, رمان بدون سانسور, سایت بیافور رمان, رمان کلکلی و طنز و عاشقانه, رمان با لینک مستقیم, دانلود رمان کل کل دار, رمان ترسناک, رمان جدید

شنبه , ۲۸ , مرداد , ۱۳۹۶
**این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد**
به کانال تلگرام بیا فور رمان بپیوندید
انجمن سایت بیافور رمان

دانلود رمان جن گیری شیدا | PDF, APK, ePub, JAR

نویسنده رمان جن گیری شیدا : سروش.م
تعداد صفحات رمان : ۶۰۹ صفحه
ژانر رمان : تخیلی، فسلفی, عاشقانه، ترسناک

دانلود رمان جن گیری شیدا

قسمتی از رمـان جـن گیـری شیـدا
هر لحظه دلهره ام بیشتر می شد. ضربان قلبم زیاد شده بود. استرس گرفته بودم. نگین در چند قدمی من ایستاده بود و خودش را مرتب می کرد…
چنان خودش را وارسی می کرد، گویی به جشن عروسی دعوت بود. در ماشین را بستم و قفلش کردم. به انعکاس تصویرم توی شیشه ماشین خیره شدم. ترس عجیبی توی چشمانم نشسته بود. حس نامفهومی دست و پایم را خشک کرده بود. حسی که در طول سه سال کارم، هیچ وقت سراغم نیامده بود. صدای پرانرژی نگین حواسم را به خودش جلب کرد. مرتب می گفت: خوبـــم؟… آره؟ برای فیلمبرداری مرتبم؟ با تاخیرگفتم: آآ… آره… خوبه. برگشت… نیشش تا بناگوش باز بود. چشمانش برقی زد و گفت: پس… بریم…

در حالی که میکروفون رو در دست راستش تاب می داد، شنگول به سمت خانه قدم برداشت. ابرو هایم رو بالا کشیدم و شاکی گفتم: آهـــای… کجا؟ صبر کن! سر جایش ایستاد. برگشت و با ابروهای درهم پرسید: چیه؟ کارش را درست انجام نمی داد. گوشزد کردم: داری عجله می کنی… یک مرتبه به محل مورد نظر رفتن خیلی زوده… یادت رفته؟ دوربین را روی شانه ام گذاشتم. به سمت کوچه اشاره کردم. اول نمای بیرونی… برگشتم به سمتش و ادامه دادم: بعدش باقی کارا… سرش را پایین انداخت و با تاسف تکان داد. به طرفم آمد. به آرامی گفت: باشه… ببخشید! چیزی نگفتم و فقط خندیدم. چهره اش مظلومانه شده بود. دلم نمی آمد صدایم را برایش بلند کنم، ولی گاهی اوقات آنقدر عجول می شد که کفرم رو در می آورد. در این مواقع مجبور بودم جدی تر با او برخورد کنم…

پیشنهاد میشه :  دانلود رمان به من بگو لیلی | PDF, اندروید, آیفون
۲ نظر ارسال شده
  1. mawdieh گفت:

    اصلا دانلود نمیشه