بیا4رمان | سایت دانلود رمان دانلود کتاب و داستان

فعاليت‌های اين سايت (Bia4Roman.CoM) تابع قوانين و مقررات جمهوری اسلامی ايران است

داستان عشق سینا و زهرا

داستان عشق سینا و زهرا

ژانر داستان عشق سینا و زهرا : عاشقانه، غمگین

سلام من سینا هستم یه پسر جنوبی دوست ندارم هویتم مجهول بمونه من یه پسر تقریبا پولدار جنوبی هستم حالا میخوام داستان زندگیمو براتون بگم من پسری بودم فوق العاده مغرور چون بخاطر وضعیت اقتصادی که داشتیم باعث شده بود بیش از حد مغرور بشم و از بچگی همینطور بار اومده بودم مغرور و لجباز هیچوقت تو زندگیم فک نمی کردم عاشق بشم چون اصلا به این چیزا اعتقاد نداشتم و اینا رو یه مشت خرافات میدونستم فک میکردم اصلا عشق واقعی وجود نداره یه روز صبح زود از خواب پا شدم و داشتم خودمو آماده میکردم برم دانشگاه که خواهرم گفت منو برم که یه دختر خیلی توجهمو به خودش جلب کرد از دور داشت میومد خیلی زیبا و ساده بود ماتش شده بودم نمیتونستم ازش چشم بردارم خواهرم وارد مدرسه شده بود اون دختر داشت نزدیک و نزدیک تر میشد و با هر قدمش منو بیشتر بیشتر مجذوب خودش میکرد یکم نزدیک که شد فهمید دارم نگاش می کنم فورا سرشو انداخت پایین و سرعتشو بیشتر کرد و …

(بیشتر…)

داستان معجزه عشق چیست

داستان معجزه عشق چیست؟

ژانر داستان معجزه عشق چیست : عاشقانه، آموزنده

سال ها پیش در کشور آلمان، زن و شوهری زندگی می کردند. آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند. یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند، ببر کوچکی در جنگل , نظر آنها را به خود جلب کرد. مرد معتقد بود: نباید به آن بچه ببر نزدیک شد. به نظر او ببر مادر جایی در همان حوالی فرزندش را زیر نظر داشت. پس اگر احساس خطر می کرد به هر دوی آنها حمله می کرد و صدمه می زد. اما زن انگار هیچ یک از جملات همسرش را نمی شنید. خیلی سریع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زیر پالتوی خود به آغوش کشید، دست همسرش را گرفت و گفت: عجله کن! ما باید همین الآن سوار اتومبیل مان شویم و از اینجا برویم. آنها به آپارتمان خود باز گشتند و به این ترتیب ببر کوچک، عضوی از ا عضای این خانواده ی کوچک شد و آن دو با یک دنیا عشق و علاقه به ببر رسیدگی می کردند. سال ها از پی هم گذشت و ببر کوچک در سایه ی مراقبت و محبت های آن زن و شوهر حالا تبدیل به ببر بالغی شده بود که با آن خانواده بسیار مانوس بود. در گذر ایام،  مرد درگذشت و …

(بیشتر…)

داستان آخه من یک دخترم

داستان آخه من یک دخترم!

ژانر داستان آخه من یک دخترم : عاشقانه، آموزنده

مادرم یک چشم نداشت. در کودکی براثر حادثه یک چشمش را ازدست داده بود. من کلاس سوم دبستان بودم و برادرم کلاس اول. برای من آنقدر قیافه مامان عادی شده بود که در نقاشی‌هایم هم متوجه نقص عضو او نمی‌شدم و همیشه او را با دو چشم نقاشی می‌کردم. فقط در اتوبوس یا خیابان وقتی بچه‌ها و مادر و پدرشان با تعجب به مامان نگاه می‌کردند و پدر و مادرها که سعی می‌کردند سوال بچه خود را به نحویکه مامان متوجه یا ناراحت نشود، جواب بدهند، متوجه این موضوع می ‌شدم و گهگاه یادم می‌افتاد که مامان یک چشم ندارد. یک روز برادرم از مدرسه آمد و با دیدن مامان یک‌دفعه گریه کرد. مامان او را نوازش کرد و علت گریه‌اش را پرسید. برادرم دفتر نقاشی را نشانش داد…

(بیشتر…)

دانلود رمان آرام اما طوفان

دانلود رمان آرام اما طوفان PDF, APK, ePub

ژانر رمان آرام اما طوفان : عاشقانه، معمایی، پر رمز و راز

خلاصه ای از رمان آرام اما طوفان : دختر رمان شیطون نیست شر نیست مغروره خیلی مغروره. رمان ما درباره یه دختره، دختری که از اطرافیانش ضربه می خوره به خاطر می شه. یه دختر مغرور می شه یه دختر خودخواه. می شه یه طوفان اتفاقات زیادی برای دختر داستانمون میوفته که باید بخونیدش مطمئنم از خوندنش پشیمون نمیشین رمانی متفاوت و غیر قابل پیش بینی اگه از رمان های تکراری خسته شدین پیشنهاد می کنیم این رمان رو بخونید. آرام آرام بلندشو دیرت شد آراااااااام. وای عمه بیدار شدم دیگه چقدر داد می زنی. بلند شو بیا صبحونه که دیرت شد. چشم شما برو منم میام عمه از اتاق رفت بیرون از روی تخت بلند شدم و از اتاق رفتم بیرون و به سمت دستشویی روبه روی اتاقم حرکت کردم. وقتی از دستشویی بیرون اومدم به سمت اتاقم رفتم تا آماده بشم…

دانلود رمان بادیگارد اجباری

دانلود رمان بادیگارد اجباری PDF,APK, ePub

ژانر رمان بادیگارد اجباری : عاشقانه، کل کلی، پلیسی

خلاصه ای از رمان بادیگارد اجباری : رمان بادیگارد اجباری من درمورد یه آقای پلیس مغرور و یه خانم نویسنده شیطونه که این آقای پلیس ما بنا به دلایلی مجبور میشه بادیگارد این خانم نویسنده بشه و این خانم نویسنده ناخواسته این آقای پلیسو مجبور به کارایی میکنه که واسه آقای پلیس تصورشم وحشتناکه...

دانلود رمان دلداده

دانلود رمان دلداده PDF, APK, ePub

ژانر رمان دلداده : عاشقانه، کل کلی

خلاصه ای از رمان دلداده : رمان دلداده درباره دختر شیطون و پولداریه که تو یه خانواده آزاد بزرگ شده که در مقابل پسری تقریبا مذهبی از یه خانواده متوسط قرار میگیره. در این میان کل کل هلا روابط غاشقانه و … زیادی بین این دو رخ میده. این دو نفر برای پایان نامه مشترک انتخاب میشن و …

دانلود رمان یاسمینا

دانلود رمان یاسمینا PDF, APK, ePub

ژانر رمان یاسمینا : عاشقانه

خلاصه ای از رمان یاسمینا : رمان یاسمینا روایت زندگی دختری تنها است که برای کار پا در خانه پسری می گذارد که سرنوشتش عوض می شود. آیا دختر قصه مون می تونه دل پسر رو به دست بیاره؟ در با صدای تیکی باز شد اروم درو باز کردم از چیزی که رو به روم دیدم دهنم بازموند، خونه بزرگ که یک راه شنی حیاط رو به دو دسته تقسیم کرده بود سمت راستم پر از گل های رز رنگارنگ بود سمت چپم هم یه استخر بزرگ بود که دورتادورش گل بود یه آلونک چوبی هم با فاصله زیاد از استخر بود خیلی خونه زیبایی بود…

دانلود رمان پرنسس مرگ

دانلود رمان پرنسس مرگ PDF,APK, ePub

ژانر رمان پرنسس مرگ : عاشقانه، تخیلی، معمایی

خلاصه ای از رمان پرنسس مرگ : لیا دختر شیطانه که با یه معمای عجیب روبه رو شده که چرا گاهی اوقات دوست داره بد باشه و گاهی هم از اون دوری می کنه. در راه فهمیدن این معما با کسی بد تر و شرور تر از پدرش آشنا می شه اما نمی دونه که این فرد مسبب چه اتفاق هایی توی زندگیش می شه. چشمامو باز می کنم. باز هم یه روز مسخره دیگه. باز هم همون احساسات نا خوشایند. احساساتی که همیشه در تضاد هم هستن و گلوی منو مثل طناب دار فشار می دن. من یه شیطانم. من فرزند ابلیسم. نباید خوب باشم. نباید پاکی رو بخوام. نباید…

رمان ازدواج به سبک یهویی

دانلود رمان ازدواج به سبک یهویی PDF, APK, ePub

ژانر رمان ازدواج به سبک یهویی : عاشقانه، طنز، درام

خلاصه ای از رمان ازدواج به سبک یهویی : رمان در مورد دختری هستش که به خاطر  ناخواسته ی پدر و مادرش تاوان سختی رو پس میده! از این رو مسئول این تاوان و زجر دادن دختر، کسیه که علاقه ی زیادی به انتقام گرفتن و کینه توزی نداره اما نمی فهمم! مگه من از خدا به خاطر اینکه منو از مشکلات زندگیم سالم بیرون آورد تشکر نکردم؟ چی شد پس؟ هنوز آب خوش از گلوم پایین نرفته بود که سرنوشت لعنتی دهنمو باز کرد و به زور هر چی زهر بود، تو حلقم ریخت!…

داستان عشق واقعی یک دختر

داستان عشق واقعی یک دختر

ژانر داستان عشق واقعی یک دختر : عاشقانه، غمگین

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟ هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا ۳ روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید. بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و…
گفت: لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟؟؟

(بیشتر…)

صفحه 1 از 41234